:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    همواره ما  را  برصدقه  و  احسان  تشويق  مي‌کرد  و  ما  را  از مثله‌کردن  دشمن  برحذر  مي‌داشت‌.  

در  وصيت  و  دستورالعمل  ابوبکر  صديق  به  اسامه  بن  زيد  بهنگام  ارسالش  به  شام  آمده  بودکه‌:  “‌خيانت  نکنيد  و  از  غنايم  ندزديد  و  غدر  و  خيانت  نکنيد  وکسي  را  مثله  نسازيد  وکودکان  خردسال  را  نکشيد  و  پيران  فرتوت  را  نکشيد  و  زنان  را  نکشيد  و  درختان  خرما  را  نشکنيد  و  قطع  مکنيد  و  نسوزانيد  و  درختان  ميوه  را  قطع  نکنيد  و  گوسفند  وگاو  و  شتر  را  جز  براي  خوردن  سر  نبريد  و  ازکنار  اقوامي  خواهيد گذشت  که  اوقات  خويش  را  بديرها  اختصاص  داده‌اند  و  راه  زهد  و  پارسائي  و  رهبانيت‌،  پيش  گرفته‌اند،  آنان  را  بحال  خويش  بگذاريد  و  متعرض  آنها  مشويد”‌.  و  سيد  و  سرور  ما  عمر  خطاب  نيز  چنين  دستوراتي  صادر  مي‌کرد،  در  يکي  از  نامه‌هايش  بفرماندهان  آمده  است‌که‌:  “‌درغنايم  دزدي  مکنيد  و  غدر و  خيانت  مکنيد  وکودکان  را  مکشيد  و  درباره‌ کشاورزان  تقواي  خدا  پيشه‌کنيد”‌.  در  وصاياي  او آمده  است‌که‌:  “‌پيران  و  زنان وکودکان  را  نکشيد،  مواظب  باشيد  بهنگام  حمله  و  شبيخون  اين‌گروهها  را  نکشيد  و  ازکشتن  آنها  پرهيزکنيد”‌.سخن‌ گفتن  یا  عملی  دیگر در  بین  اقامه  و  نماز  جایز  است‌.  اگر  بین  آنها  فاصله   افتاد،  احتیاجی  به  دوباره ‌گفتن  اقامه  نیست‌،  اگرچه  فاصله  طولانی  نیز  باشد.  از  انس  بن  مالک  روایت  شده  است‌ که‌:  ‌“‌برای  نماز  اقامه ‌گفتند،  و  حال  آنکه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  گوشه‌ای  از  مسجد  با  یکی  “‌‌نجوی‌“  می‌کرد،  و  برای  نماز  برنخاست  تا  اینکه  مردم  خوابیدند“‌.  بخاری  آن  را  روایت ‌کرده  است‌.  روزی  بعد  از  اینکه  برای  نماز اقامه ‌گفته  شد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بیادش  آمد که  جنب  است‌،  پس  به  خانه  برگشت  و  غسل ‌کرد،  سپس  به  مسجد  آمد  و  بدون  اقامه ‌گفتن  مجدد،  برای  یارانش  نماز گزارد.حمله  شبيخون  و  حمله  شبانه  بر  دشمن 

حمله  شبانه  و  غارت  و  شبيخون  جايز  است‌.  ترمذي‌ گويد:  بعضي  از  اهل  علم  غارت  و  حمله  شبانه  را  جايز  دانسته  و  بعضي  آن  را  ناپسند  دانسته‌اند.  احمد  و  اسحاق ‌گفته‌اند:  حمله  غافلگيرانه  شبانه  بر  دشمن  اشکالي  ندارد.  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    سوال شد که  در  حمله  شبانه  به  مشرکان‌ گروهي  از  زنان  و کودکان‌کشته  مي‌شوند   پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" هم منهم    [‌آنان  نيزجزء  آنان  هستند]‌".  بخاري  ومسلم  آن  را  از اصعب  بن  جثام  روايت  کرده‌اند.  

امام  شافعي‌گويد:  نهي  ازکشتن  زنان  وکودکانشان  وقتي  هست‌که  مشخص  و  جدا  ازآنها  باشند  ولي  حمله  شبانه  و  غارت  جايز  است  اگر چه  زنان  و کودکان  نيز  در  ميان  آنان  باشند. پايان  جنگ  

در  شرايط  زير  جنگ  خاتمه  يافته  تلقي  مي‌گردد:  
١-‌اگر  همه  محار‌بين  دشمن  يا  بعضي  از  آنان‌،  اسلام  بياورند  و  داخل  دردين  خدا  گردند،  در  اين  حال  آنان  مسلمان  تلقي  مي‌شوند  و  در  سود  و  زيان  با  مسلمانان  سهيم  هستند  و  حقوق  و  واجبات  مسلمانان  برآنان  اجراء  مي‌گردد.
٢-‌وقتي ‌که  دشمنان  تقاضاي  توقف  جنگ  براي  مدت  معيني  بنمايند  و  درآن  حال  واجب  است  که  خواسته  آنان  اجابت  گردد،  همانگونه ‌که  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  صلح  حديبيه  چنين‌ کرد.
٣-‌دشمنان  حاضر  بپرداخت  جزيه  باشند،  با  تمايل  باينکه  بردين  خويش  بمانند  که  بموجب  اين  تقاضاي  آنان  پيمان  عقد  ذمه  در  بين  آنان  و مسلمانان  بسته  مي‌شود. 
 ٤-دشمنان  شکست  بخورند  و  ما  پيروز  بشويم‌که  آنان  جزو  غنايم  مسلمانان  مي‌شوند  .  
٥-‌گاهي  برخي  جنگجويان  دشمن  طلب  امان  و  پناهندگي  يا  دخول  در  قلمرو  اسلامي  مي‌کنند،  که  در  اينصورت  بايد  بتقاضاي  آنان  پاسخ  مثبت  داد  بنابراين  باختصار  درباره  چهار  چيز  سخن  خواهيم‌گفت‌:
1-  پيمان  صلح  و  متارکه  جنگ  ٢-  عقد  ذمه  ٣-  غنايم  ٤-  پيمان  امان  و  اماتنامه1- الهدنه[1] = صلح  و  سازش  و  متارکه  جنگ  و  آتش‌بس‌.

کي  آتش‌بس  و  صلح  واجب  مي‏‎گردد؟
پيمان  مصالحه  و آتش  بس  آنست‌که  طرفين  براي  مدت  زماني  پيمان  آتش  بس  با  هم  ببندند،‌که‌گاهي  به  صلح  منجرگردد  و  در  دو  حالت  اين  مهادنه  و  مصالحه  واجب  مي‌گردد:
حالت  اول‌:  هرگاه  دشمن  طلب  عقد  مصالحه  و آتش‌ بس‌کند،  در  اين  صورت  پاسخ‌  مثبت  به  تقاضاي  وي واجب  مي‌گردد،  حتي  اگر  دشمن  قصد  فريب  و  خيانت  هم  داشته  باشد،  ولي  در  اين  حال‌،  احتياط  و  مواظبت  و  آمادگي  و  آماده‌باش  کامل‌،  واجب  است‌،  چون  خداوند  مي‌فرمايد:" وإن جنحوا للسلم فاجنح لها وتوكل على الله إنه هو السميع العليم - وإن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله    [هرگاه  دشمن‌کافر  متمايل  و  تسليم  به  صلح  شد  و  هيبت  و  شکوه  و  مقاومت  شما  دردلشان  ترس  و  خوف  ايجادکرد  تو  نيز  با  صلح  موافقت‌کن  و  با  آنان  حاضر  به  امضاي  پيمان  صلح  باش  اگر چه  قادربجنگ  با  آنان  هم  باشي  چون  اين ‌کار بيشتر آنان  را  به  اسلام  علاقمند  مي‌سازد  و  درصلح  خويش  از مکر  و کيد  و  نيرنگ  آنان  خوف  و  ترس  نداشته  باش  و  بر  خداوند  متکي  و متوکل  باش‌،  چون  او  خود  شما  را  حفظ  مي‌کند  و  براستي  خدا  اقوالشان  را  مي‌شنود  و احوالشان  را  مي‌داند.  و اگر بخواهند  با  اين  صلح  ترا  بفريبند  و  نيرنگ  بکار  برند  بدرستي  نصرت  و  ياري  خداوند  براي  تو کافي  است بنابراين  از کيد  و  پيمان  شکني  آنها  مترس‌]"‌.                                         

پيامبر صلي الله عليه و سلم    درجنگ  حديبيه  با  مشرکان  مکه  مصالحه  و آتش  بست‌کرد  و مدت  آن را  ده  سال  معين  فرمود  و اين‌ کار براي  جلوگيري  از خون  ريزي  و رغبت  درصلح  بود.  از  براء  بن  غارب  روايت  است‌که  چون  پيامبر  و  يارانش  را  از  زيارت  خانه‌کعبه  و  دخول  درمکه  منع ‌کردند،  اهل  مکه  با  وي  مصالحه‌کردند  براينکه  (‌سال  بعد)  داخل  مکه  شود  و  سه  روز  در  مکه  اقامت‌کند،  و  تنها  شمشير  و  نيام  آن  را  همراه  داشته  باشند  وکسي  را  از  مسلمانان  مکه  همراه  خويش  از  مکه  خارج  نسازد  و  هرکس  از  همراهانش  اگر  متمايل  باقامت  در  مکه  باشد،  مانع  او  نشود  و  به  علي  بن  ابيطالب  گفت‌:  شرايط  صلح  بين  ما  را  بنويس‌:  “‌بسم  الله  الرحمن  الرحيم‌.  اين  چيزي  است  حکم  مي‌کند  برآن  محمد  رسول  الله  مشرکان‌گفتند:  ما  اگربدانيم‌که  تو رسول  خدائي  از  تو  پيروي  مي‌کنيم‌.  پس  بنويس  محمد  بن  عبدالله‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  علي  دستور  داد  تا  آن  را  پاک‌ کند  و  علي‌گفت  بخداي  سوگندکلمه  رسول  الله  راپاک  نخواهم‌کرد.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:‌کلمه  رسول  الله  را  به  من  نشان  بده  و  علي  آن  را  نشان  داد  و  پيامبر  خود  آن  را  پاک‌کرد.  سپس  علي  نوشت‌“‌ابن  عبدالله‌