كنيد  وكفاره  آن  را  بدهيد.  احمد  و  بخاري  و  مسلم  روايت‌كرده‌اند كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " إذا حلفت على يمين فرأيت غيرها خيرا منها فأت الذي هو خير، وكفر عن يمينك     [هرگاه  برچيزي  قسم  يادكردي  و  تشخيص  دادي‌كه  خلاف  آن  بهتر  است‌،  آنچيزي  را كه  بهتر  است  انجام  بده  وكفاره  قسمت  را  بپرداز]‌’‌’‌.

اقسام  سوگندها  باعتبار  چيزي‌كه  بر  آن  قسم  ياد  مي‌شود
بنابراين  مي‌توان  باعتبار  چيزي‌كه  قسم  بر  آن  ياد  مي‌شود،  قسم  را  باقسام  زير  تقسيم  كرد:  
1-‌بر  چيزي  قسم  يادكند كه  انجام  فعل  واجب  يا  ترك ‌كار  حرام  باشد  يعني  قسم  ياد كند كه  واجب  را  انجام  دهد  و  از  حرام  پرهيزكند،  در  اينگونه  موارد  عدم  وفا  به  سوگند  و  شكستن  آن‌،  حرام  است‌،  چون  در  اينگونه  موارد  قسم  براي  تاكيد  انجام  تكليف  الهي  و  عبادت  است‌.
٢-‌بر  چيزي  قسم  ياد كند كه  منجر  به  ترك  واجب  و  فعل  حرام  شود،  در  اينگونه  موارد  عدم  وفا  بسوگند  و شكستن  آن  واجب  است‌،  چون  بر ارتكاب  معصيت  سوگند  يادكرده  است  وكفاره  نيز  بر  وي  واجب  مي‌گردد.
٣-‌برچيزي  قسم  ياد كند كه  فعل  و ترك  آن  مباح  باشد،  دراينگونه  موارد  عدم  وفا  به  سوگند  مكروه  است  و وفا  بسوگند  پسنديده  و مندوب  است‌.
٤-‌بر  ترك  مندوب  و  سنت  و  فعل  مكروه  سوگند  يادكند  در  اينگونه  موارد  عدم  وفا  بسوگند  مندوب  و  نيكو است  و  قصد  اصرار  در  ادامه  سوگند  و وفاي  بدان  مكروه  است  و كفاره  واجب  است‌.  
٥-‌بر فعل  مندوب  و  ترك  مكروه  قسم  يادكند.  اين  اطاعت  خدا  است  وفاي  بدان  نيكو  و  مندوب  و  عدم  وفا  بدان  مكروه  و  ناپسند  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -امام شافعی و روایتی از امام احمد آن را می گویند.
[2] -‌گناهكار  شدن  در  قسم  آنست‌:  اگر  بر  ترك  چیزی  سوگند  خورده  باشد،  مرتكب  آن  شود  و  اگر  بر  فعل  چیزی  قسم  خورده  باشد،  آن  را  ترك‌كند.  خلاصه  بمقتضای  سوگند  عمل  نكند  خواه  فعل  یا  ترك  باشد.
[3] -صفوة العرفان ص61. مترجم.
[4] -تفسیر قاسمی ج 3/235-236.مترجم.نذر  

نذر  عبارت  است  از  يك تقرب  بخدا كه  در  اصل  شرع  لازم  نيست  خود  را  ملتزم  بانجام  آئيني  و  اين  التزام  را  وسيله  لفظي  اداكني‌،‌كه  مشعر  به  انجام  آن  باشد،  مثل  اينكه  بگويد:  بر  من  باد به  اين  مبلغ  را  درراه  خدا  صدقه  بدهم‌.  يا  بگويد:  اگر  خدا  بيمارم  را  شفا  دهد،  برمن  باد كه  سه  روز روزه  بگيرم  و  امثال  آنها.  نذر از كسي  صحيح  است‌ كه  بالغ  و  عاقل  باشد  و  مختار ولو  اينكه ‌كافر هم  باشد،  پس  اسلام  شرط  صحت  نذر  نيست‌.

 نذر  يك  عبادت  باستاني  است
خداوند  از  قول  مادر  حضرت  مريم‌،  ذكر كرده  است  كه  نذ‌ركرد،  آنچه  كه  در  شكمش  دارد  نذر  خدمت  الله  باشد " إذ قالت امرأة عمران ربي إني نذرت لك ما في بطني محررا فتقبل مني إنك أنت السميع العليم   آل عمران  ٣٥  [‌موقعي كه  زوجه  عمران  مي‌گفت‌:  اي  پروردگارا  من  بحقيقت  نذر  نمودم  براي  تو  آنچه‌كه  در  شكم  دارم  (‌پسري  كه‌)  محرر  و  خالص  براي  خدمت  بيت‌المقدس  باشد،  پس  بپذير  از  من  اين  نذر  را  محققا  تو  شنواي  دانائي‌]"‌.  و  خداوند  به  مريم  امر  مي‌كند:

" فإما ترين من البشر أحدا فقولي إني نذرت للرحمن صوما فلن أكلم اليوم إنسيا   [‌پس  اگركسي  را  از  بشر  ديدي‌،  بگو  همانا  با  خداي  خود  نذر كرده‌ام‌ كه  ساكت  باشم‌،  پس  امروز  با  هيچكس  سخن  نخواهم‌گفت‌]"‌.

نذر  در  دوره  جاهليت  
خداوند  از  مردمان  جاهلي  چيزهائي  را  نقل  كرده  است  كه  بدان  بخدايانشان  تقرب  مي‌كردند  از قبيل  نذرهائي‌كه  بمنظورطلب  شفاعت  نزد  خداوند  و نزديكي  به  وي  انجام  مي‌دادند:" وجعلوا لله مما ذرأ من الحرث والانعام نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم وهذا لشركائنا فما كان لشركائهم فلا يصل إلى الله وما كان لله فهو يصل إلى شركائهم.ساء ما يحكمون  انعام  ٣٦  [و  قرار  مي‌دادند  مشركان  عرب  وكافران  مكه‌،  براي  خدا  از  آنچه  خدا  خود  آفريده  است  ازكشتنيها  و  حيوانات‌،  بهره‌اي ‌كه  آن  را  صرف  مهمانان  و مسكينان  كنند  و  براي  بتهايشان  هم  بهره‌اي  قرار  مي‌دادند  كه  به  خدمتكاران  بتكده  مي‌دادند  و مي‌گفتند  اين  براي  خدا  است  و  اين  براي  شريكان  يعني  بتها  است‌،  اگر از  بهره  خدا  چيزي  در  بهره  بتها  مي‌افتاد،  نمي‌گرفتند  و  مي‌گفتند:  آنچه  براي  بتها  است  به  خدا  نمي‌رسد  و آنچه  براي  خدا  است‌،  به  بتهاي  ما  مي‌رسد،  چه  بد  حكمي  بود  اين  حكمشان  ]"‌.   

شرعي   بودن  نذر  در  اسلام  و دليل  آن
دليل  شرعي  بودن  نذر،  قرآن  و  سنت  نبوي  است‌:  درقرآن  آمده  است‌:" وما أنفقتم مننفقة أو نذرتم من نذر فإن الله يعلمه    [‌هر  چيزي  را كه  در راه  خدا  نفقه‌ كنيد  و  هر  نذري  را كه ‌كرده  باشيد  خداوند  از  آن  آگاه  است‌]"‌.
سپس  مي‌فرمايد:" ثم ليقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم وليطوفوا بالبيت العتيق  حج  ٢٩  [سپس  بعد  از  قرباني‌،  بايد  آلودگي‌هاي  بدن  خود  را  با  حلق  و  تقصير  و  چيدن ناخن  و  لباس  پوشيدن  ازخود  دور كنند  و  برطرف  سازند  و  به  نذرهائي ‌كه‌ كرده‌اند  وفا  كنند  و  برگرد  خانه ‌گرامي  و  قديمي‌كعبه  طواف  افاضه‌كنند]"‌.  و  در  جاي  ديگر" و يوفون   بالنذر ويخافون يوما كان شره مستطيرا  [1]  دهر  ٧  [و  آنان  به  نذر  خود  وفا  مي‌كنند  و  مي‌ترسند  از  روزي ‌كه  شر  آن ‌گسترده  است‌]‌".

و  درسنت  نبوي  آمده  است‌كه‌:" من نذر أن يطيع الله فليطعه، ومن نذر أن يعصيه فلا يعصه    [هركس  نذركندكه  خدا  را  اطاعت ‌كند  يعني  نذرش  مشروع  باشد  اطاعت  خويش  را  انجام  دهد  و  بنذرش  وفا كند  و  هركس  نذركند كه  خدا  را  عصيان  نمايد  اين عصيان  را  مرتكب  نشود،  چون  نبايد  مرتكب  عصيان  شد،  پس  نبايد  دراين  صورت به  نذر  وفا  كند]"‌.  بخاري  و  مسلم  از  عايشه  روايت  كرده‌اند،  اگر چه  اسلام  نذر  را  شرعي  ساخته  است‌،  و  آن  را  يك  عمل  مشروع  مي‌داند  ولي  آن  را  نمي‌پسندد.  در  روايتي  از ابن  عمر آمده  است‌ كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   از نذركردن  نهي  فرمود  و گفت‌:" إنه لا يأتي بخير، وإنما يستخرج به من البخيل    [به  وسيله  نذر كار  خيري  صورت  نمي‌گيرد،  بلكه  موجب  بيرون  آمدن  از  بخل  مي‌شود]"‌.  بروايت  بخاري  و  مسلم 

چه  نذري  صحيح  است  و چه  نذري  صحيح  نيست
هرگاه  نذر موجب  تقرب  بخدا  باشد،  صحيح  و  وفاي  بدان  واجب  مي‌باشد.  و  اگر نذر موجب  ارتكاب  عصيان  و گناه ‌گردد،  منعقد  نمي‌شود  و صحيح  نيست‌،  مانند  نذر  براي  قبور  و  نذر  براي  اهل  معاصي  و  فسق  و  فجور  يا  مانند  اينكه  نذر كند كه  شراب بنوشد  يا كسي  را  بكشد  يا  نماز  را  ترك‌ كند  يا  والدينش  را  اذيت‌كند.  اگر  چنين  چيزهائي  و  امثال  آنها  را  نذركرد،  وفاي  بدان  واجب  نيست‌،  بلكه  انجام  دادن  آن  حرام  است  و  براي  عدم  وفاي  بدان ‌كفاره‌اي  لازم  نيست‌[2]  چون  نذر  در  اصل  باطل  بو