داده شود. عبدالله بن عمر جماعتي را ديدكه مرغي را هدف و نشانه‌ كرده بودند گفت ‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  لعنت‌ كرد كسي راكه جانداري را هدف و نشانه تيراندازي قرار دهد. و مسابقه بين حيوانات و با آنها در احاديث آمده است‌:
1- بروايت ابوهريره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" لا سبق الا في خف  أو نصل  أو حافر [مسابقه تنها در شتر سواري و تيراندازي و اسب سواري مي‌باشد]"‌.
٢-‌ابن عمرگفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  با اسبان تربيت شده و مهيا شده براي مسابقه در “‌حفياء‌“ بيرون مدينه مسابقه برگزاركرد و مسافت مسابقه “‌ثنيه ا‌لوداع‌” بود و بين اسبان تربيت نشده و عادي نيز مسابقه برقرار كرد،‌كه مسافت از “‌ثنيه الوداع‌” بود تا “‌مسجد بني زريق‌” و خود ابن عمر جزو مسابقه‌كنندگان بود”‌. 
اين روايت متفق عليه است‌. بخاري بقول سفيان افزوده است‌كه مسافت “‌حفياء‌” تا ثنيه الوداع پنج ميل يا شش ميل است و از ثنيه الوداع تا مسجد بني‌زريق يك ميل است.

گرو در مسابقه و وجه المسابقه 
مسابقه بدون‌ گرو و رهن و وجه المسابقه باجماع علما جايزاست اما مسابقه با رهن و گرو و تعيين وجه المسابقه در صورتهاي زير جايز است‌:
1-گرفتن مال درمسابقه اگراز طرف حاكم يا غيراو باشد جايزاست مانند اينكه بمسابقه ‌كنندگان بگويند هركس سبقت ‌گرفت و پيشي‌گرفت و جلوافتاد آنقدر مال داشته باشد. 
٢-‌يا اينكه يكي ازمسابقه‌كنندگان مالي را بگذارد و بگويد اگر ازمن پيشي‌گرفتي آن مال ازتو باشد و اگر از تو سبقت‌گرفتم تو چيزي برمن نداري و من نيز چيزي از تو نمي‌خواهم.  
٣- مال وجه المسابقه از طرف دو نفر مسابقه‌كننده يا چند نفر مسابقه‌ كننده تعيين مي‌شود و آنان باكسي مسابقه مي‌گذارندكه اگرآن نفر سبقت‌ گرفت از آن دو نفر يا آن جماعت‌، آن مال تعيين شده ازآن او است و اگر از آنان سبقت نگرفت بلكه از او سبقت ‌گرفتند، چيزي از او نمي‌گيرند و غرامتي نمي‌دهد.
از انس سوال شد آيا شما در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم شرط بندي و گرو و مسابقه مي‌گذاشتي يا خير؟ آيا پيامبر صلي الله عليه و سلم  شرط بندي مي‌كرد؟
گفت آري‌. بخداي سوگند پيامبر صلي الله عليه و سلم  براسبي شرط بست‌كه آن را “‌سبحه‌” مي‌ناميدند كه از مردم سبقت جست و خوشحال شد و اظهار تعجب نمود. 

صورتهايي ‌كه مسابقه و گرو بندي در آنها حرام است
شرط بندي و گرو گذاشتن و مسابقه جايز نيست اگر بدينشكل باشدكه هركس سبقت‌گرفت و برنده شد، وجه المسابقه را بگيرد و اگر از او سبقت‌گرفتند و باخت چيزي و غرامتي از او بگيرند، آن اندازه ‌كه رفيقش تعيين‌كرده بود،‌كه بوي بدهد، چون اين نوع مراهنه و مسابقه قماري است‌كه حرام مي‌باشد.
پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" الخيل ثلاثة: فرس للرحمن وفرس للانسان وفرس للشيطان.
فأما فرس الرحمن فالذي يرتبط في سبيل الله فعلفه وروثه وبوله، (وذكر...) ما شاء الله وأما فرس الشيطان: فالذي يقامر أو يراهن عليه.وأما فرس الانسان: فالذي يرتبطه الانسان يلتمس بطنها  فهي ستر من الفقر  [‌اسبها سه نوعند يكي ازآن خدا است‌كه براي جهاد درراه خدا مورد استفاده قرار مي‌گيرد و همه اعمال و كردارش براي صاحبش ثواب و خير دارد و يكي اسبي است‌كه براي شيطان است‌كه بر آن قمار و مراهنه و شرط بندي صورت مي‌گيرد و يكي اسبي است‌كه از آن انسان ‌است‌كه انسان آن را ،بخاطر زاييدن نگه مي‌دارد و پوششي است از فقر و تنگ دستي‌]"‌.

در مسابقه اسب دواني نبايد جلب و جنب باشد
صاحبان سنن از عمران بن حصين از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت‌‌ كرده‌اندكه‌گفت‌: " لا جلب ولا جنب في الرهان [درمسابقه و شرط بندي اسب دواني نبايد جلب و جنب باشد]"‌. جلب آنست‌ كه ‌كسي را درپي اسب قرا ردهد تا آن را برسرعت سير تشويق كند و برانگيزد و جنب آنست‌ كه اسب يدكي و جنيبت همراه‌ داشته باشدكه اگر اولي خسته شد سوار آن شود. ابن اويس ‌گفته است‌: جلب آنست‌كه در پيرامون اسب‌كسي را بر جاي بگذارد در ميدان تا سبقت را برايش احراز كند.

و جنب‌: آنست‌كه اسبي دركنار اسب باشدكه اسب سوار به وسيله آن خودش را نگه دارد تا مسابقه را ببرد و بهدف برسد.    

ابو عبيد گفت‌: جنب آنست‌ كه سواراسب برهنه‌اي را بصورت جنيبت با خود داشته باشدكه‌كسي برآن سوار نيست همينكه بهدف و پايان ميدان نزديك شد بر آن اسب برهنه بجهد چون آن ‌كمتر خسته است و در نتيجه‌ مسابقه را ببرد.اذيت و آزار حيوان 

اذيت و آزار حيوان حرام است و همچنين حرام است‌كه بيش از توانش بر آن حمل نمود و بار كرد، اگركسي بيش از اندازه طاقت حيوان‌، بر آن بار نهاد و نمي‌توانست آن را ببرد، حاكم حق دارد او را از آن‌كار منع‌كند. اگرحيوان دوشيدني و شيرده باشد و بچه داشت‌، نبايد ازآن شير دوشيد مگر بقدري‌كه ببچه‌اش ضرر نرساند، چون قاعده " لا ضرر ولا ضرار في الاسلام[ضرر ديدن و ضرر رساندن در اسلام جايز نيست‌]‌’‌’‌. شامل حيوان و انسان هر دو مي‌شود.

داغ‌كردن و اخته‌كردن چهار پايان 
داغ‌كردن در همه اندامهاي حيوان جايز است‌، مگر در چهره و صورتش‌، چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  خري را ديد كه چهره‌اش را داغ‌كرده بودندگفت‌:
" أما بلغكم أني لعنت من وسم البهيمة في وجهها أو ضربها في وجهها   [‌آيا خبرنداريد و بشما نرسيده است‌كه لعنت كرده‌ام‌،‌كسي راكه صورت و چهره چهارپايان و حيوانات را داغ‌كند يا مورد ضرب قرارشان دهد؟‌]"‌. از جابر روايت شده‌ كه‌گفت‌: “‌پيامبر صلي الله عليه و سلم  نهي‌كرد از اينكه برچهره وصورت حيوان زد يا بر آن داغ نهاد”‌. علما از اين نهي پيامبر صلي الله عليه و سلم استنباط‌ كرده‌اندكه زدن صورت و چهره و داغ نهادن برآن حرام است‌، خواه انسان باشد يا حيوان‌، چون چهره را خداوند گرامي ساخته و مجمع محاسن و نيكي قرار داده است‌. و اما داغ نهادن بر غير صورت حيوان جايز بلكه مستحب است‌، چون‌گاهي براي تشخيص آن از ديگر حيوانات‌، مورد نياز است‌. چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  شتران صدقه و زكات را با داغ‌كردن مشخص مي‏‎كرد. مسلم آن را روايت‌كرده است‌. ابوحنيفه داغ ‌كردن حيوان و جاندار را مكروه مي‌داند، چون آن را تعذيب و مثله مي‌داند. و حال آنكه پيامبر صلي الله عليه و سلم  از هر دوي آنها نهي‌ كرده است‌. سخن ابوحنيفه را رد كرده‌اند باينكه اين عام تخصيص يافته است و فعل پيامبر صلي الله عليه و سلم  سخن  عام او را تخصيص داده است يعني تعذيب و مثله در همه احوال حرام است‌، مگر در حالت داغ نهادن حيوان كه آن جايز است اما درباره اخته‌ كردن چهارپايان‌، جماعتي از اهل علم آن را جايز دانسته‌اند اگر بقصد منفعت‌، از قبيل چاق شدن و غيرآن باشد. عروه بن الز‌بيرقاطري داشت آن را اخته‌كرد. و عمر بن عبدالعزيز نيز اخته كردن اسب را جايز دانسته است و امام مالك نيز اخته كردن ‌گوسفندان  نر را جايز دانسته است‌. 

اخته ‌كردن آدمي
اين عمل درباره ا