ای ‌که  هنوز  در  شکم  حیوان  است‌،  آبستن  می‌شود:  
یعنی  چیزی را  بفروشد  بمدت  زمانی‌که  بچه‌ای‌که  در  شکم  حیوان  است  آبستن  می‌شود.  در  صحیحین  آمده  است‌ که  مردمان  جاهلی  گوشت  حیوان  ذبح  شده  را  می‌فروختند  تا  زمانی‌ که  بچه‌ای ‌که  در  شکم  مادر  است‌،  آبستن  می‌شود. که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   مردم  را  از آن  نهی  فرمود.  همه  اینگونه  معاملات  داخل  در بیع  غرر هستند  و  چیزی  که  روی  آن  معامله  شده  است  مجهول  و غیر مشخص  است‌،  لذا  مورد  نهی  شارع  واقع  شده‌اند.خریدن  چیزی‌ كه  غصب‌ شده  یا  دزدیده ‌شده  حرام  است

بر  مسلمان  حرام  است‌، ‌كه  چیزی  را  بخرد،‌كه  می‌داند  آن  چیز  بنا حق  ازصاحبش گرفته  شده  است  و  غصب  می‌باشد  چون‌ گرفتن  چیزی  بناحق  از  دست  مالكش‌،  موجب  نقل  ملكیت  از  دست  مالك  آن  نمی‌شود،  پس  در  حقیقت  خریدن  آن  چیز، خریدن  از  غیرمالك  است  علاوه  براین‌كه  درست  نیست‌،  این  عمل  اعانت  به  تجاوز  و گناه  است  و اعانه  به  معصیت  می‌باشد  و كمك  بدزد  و  غاصب  است‌.  بیهقی  روایت  كرده  است  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت‌:

" من اشتري سرقة وهو يعلم أنها سرقة فقد اشترك في إثمها وعارها   [هركس  مال  دزدیده  شده‌ای  را  بخرد  و  بداندكه  آن  مال  دزدی  است‌،  براستی  او  درگناه  و  عار  و  ننگ  آن  شریك است‌]"‌.فروختن  انگور به‌ كسی كه  از آن  شراب  و می  می‌سازد  و فروختن  اسلحه  برای‌ آشوب  و فتنه  

فروختن  انگور  بكسی‌كه  از آن  می  می‌سازد  و  فروختن  اسلحه  درهنگام  فتنه  و  آشوب  به  اهل  جنگ  و كسانی ‌كه  در  جنگ  هستند،  و  فروختن  هرچیزی‌،  برای  یك مقصد  و  هدف  حرام‌،  جایز  نیست‌.  هرگاه  چنین  عقدی  واقع  شد،  باطل  است‌.  بنظر  ابوحنیفه  و  شافعی  اگر  عقد  دارای  اركان  و  شرایط  درست  بیع  باشد،  نفس  عقد  صحیح  است  و  هدف  غیر  مباح  درآن  مستتر  است  و  مجازات  آن  بخداوند  موكول می شود  .  

امّا  چرا  بنظر  جمهور  علما  باطل  است‌؟  چون  مقصود  از  عقد  انتفاع  هردو  طرف  معامله  است‌،  با  دریافت  عوض  و  بدل‌،  فروشنده  از بهای‌ كالای  خویش  و مشتری  از  كالای  خریداری  شده‌،  سود  می‌برند  و  در  اینگونه  موارد  سود  و  انتفاع  مورد  نظر  حاصل  نمی‌شود  چون  به  ارتكاب  حرام  می‌انجامد  وكمك  ومساعدت  برواج ‌گناه  و  تجاوز  از  حد  شرع  است  و  خداوند  آن  را  ممنوع  ساخته  است‌:" وتعاونوا على البر والتقوى ولا تعاونوا على الاثم والعدوان     مائده  ٢  [بر  انجام  احسان  و  تقوی  بهم  دیگر  كمك  و  همیاری  كنید  و  در  انجام  و  ارتكاب  گناه  و  تجاوز  از  حق  ظلم  و  عدوان‌،همدیگر  را  یاری  و  مساعدت  نكنید]"‌.  ابن  عمرگوید  كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" لعن الله الخمر وشاربها وساقيها وبائعها ومبتاعها وعاصرها ومعتصرها وحاملها والمحمولة إليه    [خداوند  لعنت  و  نفرین ‌كناد  می  و  می‌گسار را  و  ساقی  آن  را  و فروشنده  و  خریدار آن  را  و  آب‌ گیرنده  آن  از  انگور  و  آب‌گرفته  شده  آن  را  و  بردارند ه آن  و كسی‌كه  برایش  برده  می‌شود،  همه  را  لعنت‌ كناد]"‌." و من حبس العنب أیام القطاف حتى يبيعه ممن يتخذه خمرا، فقد تقحم النار على بصير     [هركس  انگور  را  در  روزهای  چیدن  نگه  دارد  و  آن  را  نفروشد  تا  اینكه  خریداری  فرا  رسد كه  از آن  می  می‌سازد،  آن  شخص  آگاهانه خود  را  بمیان  آتش  دوزخ  انداخته  است‌]"‌.  و  عمر  بن  الحصی‌ گفت‌: “ ‌پیامبر صلی الله علیه و سلم   از  فروختن  اسلحه  درهنگام  فتنه  و آشوب  نهی  فرمود“‌.  بیهقی  آن  را  بیرون  آورده  است‌.  ابن  قدامه ‌گفت‌:  “‌براستی  فروختن  آب  انگور  به ‌كسی‌كه  معتقد  است‌كه  از  آن  می می‌سازد،  حرام  است‌.  

حالاكه  این  مطلب  ثابت  شد،‌كه  اگر  فروشنده  از  قصد  و  هدف  خریدار  مطلع  گردید،  از  راه‌ گفتن  خودش  یا  از  قرائن  خاصه‌،  آن  را  فهمید،  این  بیع  حرام  و  باطل  است‌.  

ولی  اگر  این‌كار  احتمال  داشت  و  درست  مشخص  نبود،‌كه  هدف  مشتری  چه چیز است  مانند  اینكه  آن  را  بكسی  بفروشدكه  حالش  معلوم  نبود،  یا  خریدار هم  می  می‌ساخت  و  هم  سركه  و  چیزی  نگفت‌،‌ كه  دلالت  بر آن‌ كند،‌كه  از آن  می  می‌سازد،  در  این  صورت  بیع  جائز  است‌.  و  این  حكم ‌كلی‌،  هر چیزی  را كه  مقصود  از آن  حرام  باشد،  در  برمی‌گیرد  مانند  فروش  سلاح  به  اهل  جنگ  یا  فروش‌ سلاح  به  راهزنان  یا  فروش  سلاح  درهنگام  فتنه  و آشوب  یا  اجاره  دادن  منزل  به  می  فروش  یا  برای  فروش  می  و  امثال  آنها،  درهمه  این  موارد  بیع  حرام  و  عقد  بیع  باطل  است‌.  پایان  سخن  ابن  قدامه.نهي  از كثرت ‌سوگند  خوردن  در معاملات

1-‌پيامبر صلي الله عليه و سلم   ازقسم  خوردن  فراوان  در داد  و ستد،  نهي‌كرده  است‌:" الحلف منفقة للسلعة  ، ممحقة للبركة    [قسم  خوردن ‌كالاي  فروشي  را  رواج  مي‌دهد  و بركت  را  از  ميان  مي‌برد]"‌.  بخاري  و  ديگران  آن  را  از ابوهريره  روايت‌ كرده‌اند.  قسم  خوردن  در  بيع  موجب  مي‌گردد كه  به  تعظيم  و بزرگداشت  نام  “‌الله‌“‌ كمتر توجه‌ گردد،  و چه  بسا  موجب  فريب  مشتري  شود،  لذا  از آن  نهي  شده  است‌.

  ٢-‌مسلم  روايت‌كرده  است‌:" إياكم وكثرة الحلف في البيع، فإنه ينفق   ثم يمحق   [شما  را  برحذر مي‌دارم  از اينكه  در بيع  و معامله‌،  فراوان  سوگند  يادكنيد،  زيرا  اين ‌كار،  اگرچه  موجب  رواج‌ كالا  است‌،  ولي  بركت  را  از  بين  مي‌برد]‌". 

 ٣-‌پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  إن التجارهم الفجار، فقيل: يا رسول الله، أليس قد أحل الله البيع؟ قال: نعم، ولكنهم يحلفون فيأثمون، ويحدثون فيكذبون      [‌براستي  تاجران  فاجران  هستند،  گفته  شد:  اي  رسول  خدا  مگر نه  اينست‌كه  خداوند  بيع  و معامله را  حلال ‌كرده  است‌؟  فرمود  چرا  حلال  است  ولي  تاجران  قسم  مي‌خورند  و  دچارگناه  مي‌شوند  و  قسمشان  بدروغ  است  و  سخن  مي‌گويند  و مرتكب  دروغگوئي  مي‌گردند]‌".  احمد  و  ديگران  با  اسناد  صحيح  آن  را  روايت ‌كرده‌اند. 

 ٤-‌بروايت  ابن  مسعود  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" من حلف على مال امرئ مسلم بغير حقه لقي الله وهو عليه غضبان    [هركس  بناحق  برمال  مسلماني  سوگند  يادكند  او  درحالي  خدا  را  ملاقات  مي‌كند كه  خداوند  بروي  خشمناك  است‌]"‌. گفت‌:  سپس  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مصداق  آن  را  ازكتاب  خدا  برايمان  قرائت‌ كرد:" إن الذين يشترون بعهد الله وأيمانهم ثمنا قليلا أولئك لاخلاق لهم في الاخرة ولا يكلمهم الله ولا ينظر إليهم يوم القيامة ولا يزكيهم ولهم عذاب أليم  آل عمران77  [‌براستي‌كساني‌كه  بعهد  خدا  و  سوگندهاي  خويش‌،  بهاي  اندكي  را  مي‌خرند،  آنان  در  سراي  آخرت  بهره اي  از  رحمت  خدا  ندارند  و  روز رستاخيز  خداوند  با  آنان  سخن  نمي‌گويد  و  بدانان  نمي‌نگرد  و آنان  را  از  گناهانشان  تزكيه  و  پاك  نمي‌گرداند  و  عذاب  سخت  و  دردناكي