  در  انتظارشان  مي‌باشد]‌".  اين  روايت  متفق  عليه  است‌.                  

5-بخاري  روايت‌كرده ‌كه  يكنفر اعرابي  بحضور پيامبر صلي الله عليه و سلم   آمد  و گفت‌:  اي  رسول  خداي ‌گناهان‌ كبيره  چه  چيزهائي  هستند؟‌ گفت‌:  شرك  بخداي  بزرگ گفت‌:  بعد  از  آن  چه‌ چيز؟‌ گفت‌:  قسم  خوردن  بدروغ  يعني  با  قسم  خوردن  بدر‌وغ  مال  مسلمان  را  بدست  آورد  و مسلمان  را  از مالش  ببرد كه  آن  را  "‌يمين  غموس‌“  نامند  چون  سبب  مي‌شودكه  صاحبش  را  در آتش  دوزخ  فرو برد  و گرفتار  سازد  و  بنزد  بعضي  ازفقيهان  چنين  قسمي‌كفاره  ندارد  چون  زشتي  آن  آنقدر  است  و گناه  آن  آنقدر  بزرگ  است‌،‌كه  امكان  تدارك  و  جبران  آن  باكفاره  ممكن  نيست‌.

٦-‌ابوامامه  اياس  فرزند  ثعلبه  حارثي‌ گفت‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    چنين‌گفت‌: " من اقتطع حق امرئ مسلم بيمينه فقد أوجب الله له النار وحرم عليه الجنة.
فقال له رجل: وإن كان شيئا يسيرا يا رسول الله؟ قال: وإن كان قضيبا من أراك     [‌هركس  با  قسم  خودش  مسلماني  را  از  حق  خود  دور  سازد  و  او  را  از  آن  محروم  نمايد،  براستي  خداوند  آتش  دوزخ  را  برايش  واجب  مي‌گرداند  و  بهشت  را  براو  حرام  مي‌كند.  مردي‌گفت‌:  اگرچه  آن  حق  اندك  نيز  باشد؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  اگر چه  شاخه‌اي  از  درخت  اراك  باشد]‌".  
بروايت  مسلم‌.  خريد  و فروش  در مسجد

امام  ابوحنيفه  عقد  بيع  را  در  مسجد  جائز  دانسته  است‌،  ولي  حاضر كردن‌ كالا  را   بهنگام  بيع  درمسجد  مكروه  دانسته  است‌.  بجهت  مراعات  مسجد و مالك  و شافعي  نيز  بيع  در  مسجد  را  جائز  دانسته‌اند  ليكن‌ گفته‌اند:  مكروه  است‌.
امام  احمد  بيع  درمسجد  را  غيرصحيح  و  حرام  دانسته  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم   مي‌گويد:" إذا رأيتم من يبيع أو يبتاع في المسجد فقولوا: لا أربح الله تجارتك  [هرگاه  ديديد كه‌كسي  در  مسجد  چيزي  مي‌فروشد  يا  چيزي  مي‌خرد  به  وي  بگوئيد:  خداوند  اين  تجارت  شما  را  سودآور نكند  و  از آن  خيري  نبيند]"‌.چگونگی  نمازگزاردن  و كیفیت  ادای ‌آن

احادیث  نبوی‌،‌كیفیت  و  چگونگی  بجای  آوردن  نماز  را،  بیان‌كرده‌اند.  ما  در اینجا به  ذكر  دو  حدیث  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در‌باره ‌كیفیت  و  صفت  نماز  اكتفاء  می‌كنیم  كه  اولی  حدیث  قولی  پیامبر صلی الله علیه و سلم  و  دومی  حدیث  فعلی  اوست‌.

1)  از  عبدالله  بن  غنم  روایت  است‌كه‌: ‌“‌ابومالك  اشعری  قوم  خود  را گرد  آورد  و  گفت‌:  ای‌گروه  اشعریها  فراهم  آیید،  و  زنان  و  فرزندان  خود  را،  نیز  فراهم  آورید،  تا  كیفیت  ادای  نماز  پیامبر صلی الله علیه و سلم  را، ‌كه  در  مدینه  برایمان  می‌گذارد،  به  شما  یاد  بدهم  و  بیاموزم‌،  آنان‌ گرد  هم  آمدند  و  زنان  و  فرزندان  خود  را  نیز گرد  هم  آوردند،  سپس  او  وضو گرفت  و  بدانان  نیز نشان  داد،‌ كه  چگونه  وضو  می‌گیرد  و  همه  اندامهای  وضو  را  

شست‌،  تا  اینكه  سایه  برگشت  -‌(‌یعنی  بعد  از  زوال  خورشید  از  خط  استواء  سایه  دوباره  عود  نمود)  -  و  سایه  شكسته  شد،  آنگاه  ابومالك  برخاست  و  اذان  (‌بانك) گفت‌ ،  سپس  مردان  را  پشت  سر  خود  به  صف‌ كرد،  و  فرزندان  (‌جوانان‌)  را  پشت  سر آنان  به  صف‌ كرد  و  زنان  را  پشت  سر جوانان  به  صف  نمود،  سپس  اقامه  نماز بگفت‌،  آنگاه  خود  پیش  افتاد  (‌به  امامت  ایستاد)‌،  و  دستهای  خود  را  برای  ‌“‌تكبیره ‌الاحرام‌“  بلند كرد  و  تكبیر گفت‌،  آنگاه  سوره  “‌‌فاتحه‌‌“  را  خواند  و  به  دنبال  آن  سوره   دیگری  را  نیز آهسته  خواند،  سپس  تكبیر  “‌الله  اكبر‌“ ‌گفت‌،  و  به  ركوع  رفت  و  سه  بار گفت‌:  “‌سبحان  الله  و  بحمده‌‌“‌،  سپس‌ گفت‌:" سمع الله لمن حمده  ‌“‌،  آنگاه  از  ركوع  برخاست  تا  اینكه  راست  و مستقیم  ایستاد  سپس  تكبیرگفت  و  به  سجده  رفت‌،  سپس  تكبیر گفت  و  سر  از  سجده  برداشت‌.  سپس  تكبیر گفت‌ و  به  سجده  رفت‌،  سپس  تكبیر گفت  و  برخاست  و  ایستاد.  بنابر این  در  ركعت  اول  شش  بار  تكبیر گفت‌.  و  هنگامیكه  برای  ركعت  دوم  برخاست  نیز تكبیر گفت‌.  چون  نمازش  را  به  پایان  برد،  رو سوی  قوم  خود  كرد  و گفت‌:  تكبیر گفتن  مرا  بخاطر  بسپارید  و  ركوع  و  سجود  مرا  یاد گیرید.  زیرا  این  كیفیت  نمازی  بود كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  چنین  ساعتی  از  روز برای  ما  خواند،  سپس  پیامبر صلی الله علیه و سلم  چون  نمازش  را  بپایان  برد،  روی  سوی  مردم  نمود  و  فرمود:" (يا أيها الناس اسمعوا واعقلوا، واعلموا أن الله عز وجل عبادا ليسوا بأنبياء ولا شهداء، يغبطهم الانبياء والشهداء على مجالسهم وقربهم من الله، [ای  مردم  بشنوید  و  بیندیشید  و  بدانید  كه  خدای  عزوجل  را  بندگانی  است‌ كه  نه  جزو  پیامبران  و  نه  جزو  شهیدان  هستند،  ولی پیامبران  و  شهیدان  به  حالشان  غبطه  می‌خورند  و  رشك می‌برند كه  در  حضور  خدایند  و  به  او  نزدیكند]"‌،  سپس  مردی  از اعراب  آمد  و  با  دست  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم  اشاره كرد  و گفت‌:  ای  پیام  آور  الله‌،  در میان  مردم‌ گروهی هستند كه  نه  از  پیامبرانند  و  نه  از  شهدایند،  و  پیامبران  و  شهداء  به  مجالس  و نزدیكیشان  به  خداوند،  غبطه  می‌خورند  و  رشك  می‌برند؟  آنان  را  برایمان  وصف‌ كن‌،  چهره  پیامبر صلی الله علیه و سلم  از  سوال  وی  شكفته شد  و  خوشحال ‌گردید  و  فرمود:" وهم ناس من أفياء الناس ونوازع القبائل، لم تصل بينهم أرحام متقاربة، تحابوا في الله وتصافوا، يضع الله لهم يوم القيامة منابر من نور فيجلسهم عليها، فيجعل وجوههم نورا، وثيابهم نورا، يفزع الناس يوم القيامة ولا يفزعون، وهم أولياء الله الذين لا خوف عليهم ولا هم يحزنون)  [‌آنان ‌گروهی  از توده  مردم  و گروهی  از  قبائل  هستند كه  از  قوم  و  خویش  خود،  بریده  و  در  راه  خدا  هجرت‌ كرده‌اند  و  پیوند  خویشاوندی  آنان  را  بهم  پیوند  نمی‌دهد،  بلكه  در  راه  خدا  و  برای  رضای  او،  بهمدیگر  مهر  و  صفا  می‌ورزند.  خداوند  در  روز  قیامت  برایشان  منبرهائی‌،  از  نور  قرار می‌دهد  و آنان  را  بر آنها  می‌نشاند  و چهره  و  لباسشان  را  نیز منور و درخشان  می‌نماید.  در روز قیامت  مردم  وحشت  و  ترس  دارند  ولی  آنان  وحشت  و  ترسی  ندارند،  و آنان  هستند  اولیاء  و  دوستداران  خداوند،‌ كه  ترس  و  اندوهی  ندارند]"‌.  احمد  و  ابویعلی  و  حاكم  آن  را  روایت ‌كرده‌اند.  ابویعلی  اسناد  آن  را  “‌حسن‌“  و  حاكم  اسناد  آن  را  ‌“‌صحیح‌“  دانسته‌اند.  

2)  از  ابوهریره  روایت  شده  است‌ كه‌:  مردی  به  مسجد  درآمد  و  نماز گزارد،  سپس به  حضور  پیامبر صلی الله علیه و سلم  آمد  و  سلام ‌كرد،  پیامبر صلی الله علیه و سلم  سلام  وی  را  جواب  داد  و  فرمود:" (إرجع فصل فإنك لم تصل)  [برگرد  و  نمازت  را  بگذار،  زیرا  تو نمازت  را  نخوانده‌ای‌]"‌.  آن  مرد  برگشت  و نمازش  را  دوباره  خوان