 عطا فرما بيگمان تو شنونده‌ي دعايي.
[7]) كاف. ها. يا. عين. صاد.* (اين) يادي است از مرحمت پروردگارت نسبت به بنده‌ي خود زكريا* در آن هنگام كه پروردگارش را پنهاني جدا كرده گفت: پروردگارا استخوانهاي من سستي گرفته است و شعله‌هاي پيري سر مرا فرا گرفته است، پروردگارا من هرگز در دعاهايي كه كرده‌ام محروم و نااميد برنگشته‌ام* (پروردگارا) من از بستگانم بعد از خود بيمناكم و همسرم نيز او اول نازا بوده است پس از فضل خويش جانشيني را به من ببخش* از من و از آل يعقوب ارث ببرد و او را پروردگارا مورد رضايت گردان* اي زكريا ما تو را به پسري مژده مي‌دهيم كه نام او يحيي است و پيش از اين كسي را همنام او نكرده‌ايم (زكريا) گفت: پروردگارا چگونه مرا پسري خواهد بود با اينكه همسرم نازا است و من نيز به غايت پيري رسيده‌ام و افتاده و فرتوت شده‌ام* فرمود: همين گونه است پروردگار تو گفته است: اين كار براي من تو را كه قبلاً هيچ نبودي هستي بخشيده‌ام آسان است.
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:210.txt">احاديث مشهورى كه ضعيف هستند (49) </a><a class="text" href="w:text:211.txt">علل الحدیث</a><a class="text" href="w:text:212.txt">شاخه های مختلف علوم الحدیث(1)</a><a class="text" href="w:text:213.txt">بعضي از احاديث ضعيف و صحيحي که در بيان فضايل ماه مبارک رمضان و روزه وارد شده اند</a></body></html>راديو قرآن كريم (شيخ محمد جبريل) 
http://www.jebril.com/jebril_radio.ram

توجه:
جهت شنيدن راديو قرآن كريم (شيخ محمد جبريل) 
 مي‌توانيد به سايت نوار اسلام مراجعه كنيد 
و يا برروي لينك فوق هنگامي كه به اينترنت وصل هستيد كليك نماييد. احاديث مشهورى كه ضعيف هستند (49)

256- «سَافِرُوا تَصِحُّوا وتَغْننُوا» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 255).
256- «به سفر بپردازید تا تندرست شوید و غنیمت بدست آرید».
لفظ دیگر آن نیز ضعیف است، یعنی : «سَافِرُوا تَصِحُّوا، وَاغْزُوا تَسْتَغْنُوا».
«سفر کنید تا صحت و سلامتی بدست آرید، و جهاد کنید تا غنیمت یابید».

257- «مَنْ حَوَّلَ خَاتَمَهُ أَوْ عِمَامَتَهُ أَوْ عَلَّقَ خَيْطًا فِي إِصْبَعِهِ لِيُذَكِّرَهُ حَاجَتَهُ فَقَدْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ يُذَكِّرُ الْحَاجَاتِ» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 267).
257- «هرکس انگشتری یا دستارش را کج کند، و یا تکه نخی را دور انگشتش بپیچد تا با این طریق حاجتش را یادآوری کند، براستی برای خدا شرک ورزیده است، چرا که خداست که حاجات را به یاد می آورد».
این حدیث جعلی است.

258- «إن العالم لا يخرف» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 269).
258- «براستی که انسان عالم (با کهولت سن) خرفت نخواهد شد».
لفظ مشابهی وارد شده با این متن : «لا يخرف قارئ القرآن». یعنی : «براستی که قاری قرآن (با کهولت سن) خرفت نخواهد شد».
هر دو لفظ ، جعل شده هستند.

259- « العِلمُ خَزائنُ ومَفتاحُها السُّؤالُ، فَاسألُوا يَرْحَمُكُمُ اللّه‏ُ، فإنّهُ یُؤجَرُ أربَعةٌ السائلُ والمُعلمُ، والمُستَمِعُ والُمجیبُّ لَهُم» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 278).
259- «علم گنجینه است و کلید آن سوال کردن است، پس، ای که خداوند شما را مورد رحمت خویش قرار دهد، سوال بپرسید، که با آن چهار نفر پاداش داده مي‏شوند : سوال کننده، تعلیم دهنده، شنونده و پاسخ دهنده آنها».
این حدیث جعلی است.

260- « أوحى الله إلى عيسى عليه السلام يا عيسى آمن بمحمد وأمر من أدركه من أمتك أن يؤمنوا به، فلولا محمد ما خلقت آدم، ولولا محمد ما خلقت الجنة ولا النار، ولقد خلقت العرش على الماء فاضطرب فكتبت عليه: لا إله إلا الله محمد رسول الله، فسكن» "سلسلة الأحاديث الضعيفة" (شماره 280).
260- «خداوند به عیسی علیه السلام وحی کرد که : ای عیسی! به محمد ایمان آور و به کسانی از امتت که او را درک می کنند امر کن به او ایمان آورند، چرا که اگر بخاطر محمد نمی بود آدم را خلق نمی کردم، و اگر محمد نبود بهشت و جهنم را خلق نمی کردم، وقتی عرش را بر روی آب آفریدم به لرزه درآمد پس بر آن نوشتم (لا إله إلا الله محمد رسول الله) آرام شد».
این حدیث جعلی است.
علل الحدیث

با تعبیری ساده، می‌توان علل الحدیث را غدّه‌های سرطانی و غیر سرطانی موجود در حدیث نامید. و این به معنای نوعی از بیماری است که در اثر یک سری علائم ظاهری، احتمال وجود غدّه داده می‌شود و پس از تحقیق و بررسی و انجام آزمون‌های (TESTS) موردنیاز، وجود و نوع آن‌ها (کشنده یا غیرکشنده) مسلم می‌شود.
همان‌طوری که بیماری‌های جسمانی ما، انواع مختلفی دارند؛ از بیماری‌های عادی گرفته (از قبیل سرماخوردگی، سردرد، چرک گلو و ... که تشخیص آن‌ها به خاطر شیوع و علائم مشخص ظاهری چندان مشکل نیست)؛ تا بیماری‌هایی که تشخیص آن‌ها به مهارت پزشک برمی‌گردد (از قبیل غدّه‌هایی که با چشم دیده نمی‌شوند و با توجه به علائمی از بیماری و حدسیّات پزشکی و بالأخره تحقیق و آزمایش‌های بیش‌تر، وجود آن‌ها مسلّم می‌شود)؛ مرض‌ها و بیماری‌هایی که به یک حدیث و روایت رو می‌کنند نیز دو نوعند؛ قسمتی از این بیماری‌ها به سادگی قابل تشخیص اند و قسمتی دیگر با سادگی قابل تشخیص نیستند که از طریق علل الحدیث این عامل‌های ضعف تشخیص داده می‌شوند (از این به بعد، بیماری‌ها و امراض یک حدیث را عامل‌های ضعف می‌نامیم).
در کتب مصطلح‌الحدیث مواردی از علل الحدیث ذکر شده است. اساتید، بیان این موارد را دلیل بر تحدید و محدود بودن ضعف‌ها به این موارد ندانسته‌اند و همین نیز بشارتی است برای پویندگان این دانش، که در راستای پویای آن گام بردارند تا با تحقیق بیش‌تر باب‌های تازه‌ای را بر این دانش بیافزایند.
خلاف نظر کسانی که معتقدند دیگر ضرورتی به ادامه‌ی مسیر پویایی در زمینه‌ی علم حدیث وجود ندارد و آن را یک علم کامل شده می‌دانند و نظرهای علمای قدیم را در تعیین رتبه‌ی احادیث بر خود حجت می‌دانند وجود امکانات عصری و در اختیار بودن انواع مراجع علمای سلف و وجود امکانات و خدمات کامپیوتری در تسریع بخشیدن به تحقیق و وجود میراث گران‌بهای به جا مانده از علما و محققین حدیث ... به نوعی بر محقّقان دانش حدیث‌شناسی در عصر جدید حجّتی است تا به بازنگری مجدد در نقد و بررسی احادیث بپردازند و بر این مبنا، از نو موارد اتّفاق و افتراق در مورد هر حدیثی بررسی شود و مخالفه‌ها تحلیل شوند و علل و عامل‌های ضعف و موارد صحت هر حدیثی باز شناخته شوند و برای هر حدیثی یک پرونده تشکیل شود، پرونده‌ای که شامل تمامی آثار بجا مانده از سلف نیز باشد.
شاخه های مختلف علوم الحدیث(1)

علم رجال الحدیث(1)
علمی است که به شناسایی و شناخت احوال راویان حدیث می پردازد، و از تحقق شرایط راوی یعنی (اسلام و عدالت و عقل و حافظه) در تک تک راویان حدیث بحث می‌کند. پس این علم از اهمیت زیادی برخوردار است چنانکه گفته می شود که سهم آن در خدمت رسانی به علم الحدیث، نصف می باشد. چرا که می دانیم حدیث شامل دو قسمت سند و متن است، و سند از سلسله راویانی که حدیث را برای ما نقل می کنند تشکیل شده است، و علم رجال به معرفی و شناخت این راویان می پردازد.
علما تصنیفات مختلفی را در این علم داشته اند، از جمله در مورد اسماء صحابه و یا ثقات (راویان مورد اعتماد) و ضعفا و جاعلان حدیث و غیره.. و اولین کسی که به اشتغال در این علم و تصنیف کتاب در آن شناخته می شود؛ امام محمد بن اسماعیل بخاری است که کتاب «الکُنی» را به نگارش درآورد. همچنین ابن سعد (متوفی 230) کتاب خود با عنوان «الطبقات الکبری» به نگارش درآورد که مشتمل بر 15 جلد می باشد. در قرن پنجم هجری امام ابن عبدالبر (متوفی 436) کتاب «الإستیعاب في معرفة الأصحاب» را تصنیف کرد، و امام ابن الاثیر در قرن هفتم (متوفی 630) کتاب مهم خود را با عنوان «اُسد الغابة في أسماء الصحابة» را تصنیف کرد، اما وی در این کتاب افرادی را داخل نمود که جزو صحابی نبودند.(2) و حافظ ابن حجر نیز کتاب «الإصابة فی تمییز الصحابة» را به نگارش درآورد که از جمله مهمترین و پر ثمرترین کتابها در شناخت اسماء صحابه می باشد و شاگردش جلال الدین سیوطی آن کتاب را مختصر نمود و آنرا «عین الاصابة» نام گذاشت.
عده‌ای در تألیفات خود فقط «ضعفاء» و افراد بدنام را شناسایی کرده‌اند، تا مردم از قبول احادیث روایت شده ی آنان پرهیز کنند، مانند یحیی‌بن معین (متوفی 223) و علی‌بن مدینی (متوفی 234) و محمدبن اسماعیل بخاری (متوفی 256) در کتاب «الضعفاء الکبیر» و نسائی (متوفی 303) در کتاب «الکامل فی ضعفاء الرجال». 
وعده‌ای در تألیفات خود فقط به شناسایی افراد مورد وثوق پرداخته‌اند و تحت عنوان «الثقات» کتاب‌هایی را تألیف نموده‌اند، تا مردم با اطمینان خاطر، احادیث روایت شده ی آنان را قبول کنند؛ مانند ابوالحسن احمدبن عبدالله عجلی (متوفی 261) و ابوالعرب محمدبن احمد تمیمی (متوفی 333) و احمدبن حبان بستی (متوفی 354) در کتاب‌های «الثقات» و «مشاهیر علماء الامصار» و عمربن احمدبن شاهین (متوفی 385) و در قرن نهم زین‌الدین قاسم حنفی (متوفی 876) کتاب‌هایی در بیان «ثقات» نوشتند. 
و برخی از رجالیون تنها به بررسی رجال برخی از کتب حدیث پرداخته‌اند و در این زمینه بررسی رجال راوی صحیح بخاری و صحیح مسلم از رجال بقیة کتب چشمگیرتر است، از جمله کتاب: «التعدیل و التجریح لمن روی عنه البخاری فی الصحیح» تألیف سلیمان‌بن خلف ماجی (متوفی 474) و کتاب «رجال صحیح مسلم» تألیف احمد بن علی (متوفی 428) و کتاب «رجال البخاری و مسلم» تألیف دارقطنی (متوفی 385) و کتاب الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف ابونصر کلاباذی (متوفی 398) و کتاب دیگر باز به نام «الجمع بین رجال الصحیحین» تألیف محمدبن طاهر مقدسی (متوفی 507) و همچنین حاکم نیشابوری (متوفی 404) و هبة‌الله بن حسن لالکالی، هر یک کتابی را در بررسی رجال بخاری و مسلم نوشته‌اند. 
در بررسی رجال کتاب‌های حدیث دیگر نیز کتاب‌های نوشته شده‌اند از جمله کتاب «التعریف برجال الموطأ» تألیف محمدبن یحیی (متوفی 416) و کتاب «تسمیة شیوخ ابی‌داود» تألیف حسین‌بن محمد (متوفی 498) و کتاب «الکمال فی معرفة الرجال» تألیف عبدالغنی مقدسی (متوفی 600) که مشتمل بر رجال صحاح سته است و در اوایل قرن هشتم یوسف زکی مزی (م ـ 746) با تألیف کتاب «تهذیب الکمال» به تکمیل آن کتاب اقدام نمود، سپس هر یک از ذهبی (متوفی 748) و ابن حجر عسقلانی (متوفی 852) در کتاب‌های تحت عنوان « تهذیب التهذیب» به تلخیص و ویرایش کتاب مزی پرداختند.

-------------------
1)نگاه کنید به: تاریخ حدیث و ضبط و ثبت احادیث؛ استاد عبدالله احمدیان، ص 153، لمحات في أصول الحدیث؛ دکتر محمد ادیب صالح، ص 75.
2)یعنی مؤلف در چندین مورد، غیر صحابی‌ها را صحابی شمرده است ولی امام ذهبی در کتاب «التحریر» آنان را مشخص کرده و این نقص را هم برطرف نموده است. ‏
بعضي از احاديث ضعيف و صحيحي که در بيان فضايل ماه مبارک رمضان و روزه وارد شده اند

الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و اصحابه الي يوم ‏الدين و اما بعد ‏:‏
در مورد فضايل ماه مبارک رمضان احاديث زيادي وارد شده است که البته همه آنها صحيح نيستند و حتي بعضي از آن احاديث دروغ و ساختگي هستند.
از اين رو هر مسلماني بايد مراقب باشد که احاديث را بشناسد و قبل از بيان آن از صحت حديث اطمينان حاصل کندز خصوصا خطبا و دعوتگران که بايد نسبت به اين قضيه حساس تر باشند تا مبادا اذهان مخاطبان خود را به خاطر احاديث ضعيف يا دروغين منحرف کنند و به جاي آنکه داعي خير باشند دعوتگر به سوي انحراف باشند!
ما در اينجا به حول و قوه الهي چندين حديث ضعيف و صحيح را در مورد فضايل ماه رمضان ذکر مي کنيم، و ابتدا با احاديث ضعيف شروع مي کنيم تا خوانندگان گرامي ابتدا با اين احاديث ناصحيح آشنايي يابند و آنگاه پس از ذکر چند حديث ضعيف مشهور، به ذکر احاديث صحيح در باب فضايل رمضان و روزه خواهيم پردخت.

الف) چندين حديث ضعيف يا موضوع در بيان فضايل رمضان:
1- حديث مشهور سلمان را که ابن خزيمه در صحيح خود روايت کرده و گفته است : بابي در مورد فضائل ماه رمضان اگر خبر صحيح باشد! سپس مي گويد: حدثنا على بن حجر السعدي حدثنا يوسف بن زياد حدثنا همام بن يحيى عن علي بن زيد بن جدعان عن سعيد بن المسيب عن سلمان قال: خطبنا رسول الله صلى الله عليه وسلم في آخر يوم من شعبان فقال: «أيها الناس، قد أظلكم شهر عظيم، شهر مبارك، شهر فيه ليلة خير من ألف شهر، جعل الله صيامه فريضة، وقيام ليله تطوعاً، من تقرب فيه بخصلة من الخير كان كمن أدى فريضة فيما سواه، ومن أدى فيه فريضة كان كمن أدى سبعين فريضة ف