 بر مسلمانان فرض شد. و پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در سال یازدهم هجری چشم از جهانی فانی بربستند. ایشان 9 رمضان را در زندگی پرفروغشان روزه گرفتند.
در ابتدا روزه بصورت اختیاری فرض شده بود. هر کس می‫خواست روزه می‫گرفت و هر کس نمی‫خواست بجای آن بینوائی را غذا می‫داد. سپس اختیار برداشته شد و روزه بر همگان واجب قرار داده شد.
تنها به خانمها و پیرمردان این فرصت داده شد، که در صورت ناتوان بودن از روزه گرفتن، بجای هر روز روزه یک بینوا و یا مستمندی را غذا دهند.
و همچنین به بیماران و مسافرها این رخصت داده شد، که روزه نگیرند، و پس از شفا یافتن، و استقرار یافتن به تعداد روزهایی که افطار کرده، و روزه نگرفته‫اند روزه بگیرند.
و همچنین زنان حامله و یا شیر دهی که روزه گرفتن برای آنها مضر است، روزه نمی‫گیرند و پس از رفع خطر قضاء روزهایی که روزه خورده‫اند را بجای می‫آورند.
و در حالتی که خطر متوجه صحت خود آنها نباشد، و تنها از اینکه مبادا خطری متوجه فرزندشان شود روزه نمی‫گیرند، همراه با بجای آوردن قضاء روزه، می‫بایستی بجای هر روزی نیز یک فقیری را غذا دهند. چونکه ترک روزه از بابت خطر بیماری نبوده، تنها برای مراعات صحت چون افطار آدم صحتمند در اول اسلام می‫باشد.

سعی بسیار در بجای آوردن انواع عبادتها
از روش عبادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم این بود که در ماه رمضان بسیار می‫کوشید تا از هر نوع عبادت در حد امکان بجای آورد. حضرت جبرئیل ـ علیه السلام ـ نیز در رمضان خدمت آن حضرت می‫آمد و با ایشان قرآن می‫خواند. پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم همیشه از همه‫ی انسانها سخاوتمندتر و بخشنده‫تر بود، و در رمضان بیش از پیش سخاوت می‫نمود، و وقتی با جبرئیل ملاقات می‫نمود از نسیم وزان نیز با سخاوت‫تر و بخشنده‫تر می‫شد. آن حضرت در رمضان بیش از همیشه صدقه و خیرات می‫داد، و به همگان نیکی می‫کرد و قرآن تلاوت می‫نمود، و نماز بجای می‫آورد و همواره مشغول ذکر و عبادت خداوند بود، و در مسجد به اعتکاف می‫نشست.
ماه رمضان را بکلی به عبادت مشغول بود، و آنچنان که در ماه مبارک رمضان به طاعت و عبادت و بندگی خداوند می‫پرداخت در هیچ ماه دیگری از سال چنین نمی‫کرد. تا جائیکه برای ضایع نشدن لحظه‫ای از شب و روزش چند روز متوالی را بدون اینکه افطار کند روزه می‫گرفت تا فرصت بیشتری برای عبادت داشته باشد.
البته صحابه و یارانش را از روزه‫ی متواصل منع می‫کرد. آنها می‫گفتند: شما بطور متواصل روزه می‫گیرید، و چند روز متوالی افطار نمی‫کنید، ما نیز می‫خواهیم چون شما باشیم. آن حضرت به آنها می‫فرمودند: «من چون شما نیستم، من نزد پروردگارم می‫باشم و او مرا غذا می‫دهد و سیراب می‫کند».([1])
و از روی رحمت و شفقت پیروان و امتش را از استمرار روزه منع می‫نمودند. و به کسانی که بسیار اصرار دارند اجازه دادند افطارشان را تا وقت سحر بتأخیر اندازند.
در صحیح بخاری از ابو سعید خدری آمده است که ایشان از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم شنیدند که آن حضرت می‫فرمودند: «روزه‫یتان را با روزه روز دیگر وصل نکنید. حالا اگر کسی از شما خواست روزه‫اش را استمرار دهد، تنها تا وقت سحر ادامه دهد». این می‫تواند نوعی استمرار و بهم‫پیوستن روزه‫ها و آسانترین روش برای روزه‫دار باشد. و در حقیقت آن شام روزه دار است که آنرا با کمی تأخیر در وقت سحر میل می‫فرماید. و روزه دار در شبانه‫روز یک وعده غذا دارد، حالا اگر آنرا در سحر میل بفرماید چون کسی است که شامش را بجای اول شب در آخر شب میل می‫کند.

روش پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در هلال اول ماه
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم روزه‫ی ماه مبارک را پس از دیدن هلال اول ماه، و یا گواهی دادن یک شاهد که ماه را دیده، شروع می‫کرد. باری روزه‫ی ماه مبارک را با اعتماد به گواهی ابن‫عمر، و یک بار دیگر با گواهی یک صحرانشین شروع کرد. و از آنها قسم نخواست. فقط به اطلاع رسانی آنها اعتماد نمود، اگر چه این خبر رسانی گواهی و شهادتی از سوی آنها بود، پیامبر از آنها نخواست که سوگند بخورند. واگر هلال اول ماه را نمی‫دید و کسی گواهی نمی‫داد که هلال را دیده، آن حضرت سی‫روز ماه شعبان را کامل می‫نمود، و سپس روزه‫ی رمضان را شروع می‫کرد.
و اگر چنانچه آسمان ابری می‫بود، و امکان دیدن ماه نمی‫بود، سی‫روز شعبان را کامل می‫نمود، سپس روزه رمضان را شروع می‫کرد. 
آن حضرت نه روز ابری را روزه می‫گرفت، و نه به روزه گرفتن آن دستور می‫داد، بلکه دستور داد در صورت ابری بودن آسمان شعبان را سی‫روزه حساب کنند، سپس رمضان را شروع کنند. و این با این فرموده پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم که: «اگر چنانچه آسمان ابری شد حسابش را بجای آورید».([2]) هیچگونه تضادی ندارد. چرا که؛ قدر بمعنی: حساب اندازه گرفته شده است، یعنی اینکه اگر چنانچه هوا ابری بود ماه شعبان را کامل ـ سی روز ـ حساب کنید. آنگونه که در حدیث ثابت دیگری که امام بخاری روایت نموده آمده است: «ماه شعبان را کامل کنید».([3]) و ماه؛ سی روزه کامل می‫شود.

روششان در پایان دادن ماه
همانطور که اشاره شد آن حضرت مسلمانان را با گواهی یک فرد مسلمان به روزه امر می‫کرد. ولی در پایان دادن به ماه مبارک رمضان دو گواه را به شهادت می‫طلبید.
اگر چنانچه گواهان یا دو شاهد با تأخیر می‫رسیدند، یعنی در روز اول عید و بعد از وقت نماز عید، گواهیشان را می‫پذیرفت و به مسلمانان دستور می‫داد افطار کنند، و در فردای آن روز نماز عید را در وقتش بجای می‫آورد.

امام ابن قیم رحمه الله آورده‫اند: آن حضرت صلی الله علیه و سلم در اول وقت افطار می‫کردند و مسلمانان را تشویق می‫نمودند تا در وقت افطار عجله کنند، و سحر نیز میل می‫فرمودند و مؤمنان را به سحر خوردن و تأخیر دادن آن تا آخر وقت تشویق می‫کردند.
از کمال شفقت و مهربانیشان بر پیروانشان این بود که آنها را تشویق می‫کردند با خرما افطار کنند، و اگر خرمایی در دسترس نبود با آب.
چرا که معده‫ی خالی چیز شیرین را بهتر قبول می‫کند، و آن برای سلامتی بسیار مفیدتر است، بخصوص برای چشم و قدرت بینائی بسیار مفید است.
و اما آب: جگر بر اثر روزه کمی خشک می‫شود، و وقتی با آب ‫تر می‫گردد، بهتر می‫تواند پس از آن از غذا استفاده ببرد. برای همین برای تشنه‫ی گرسنه بهتر است قبل از میل کردن غذا کمی آب بنوشد، و بعد از آن غذا بخورد.
اینها همه بجانب آن فوائد و خاصیتهایی که خرما و آب در پاک نمودن قلب دارند. البته اینها را جز اهل دل و عرفان درک نمی‫کنند.

با پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در افطارشان
ـ آن حضرت صلی الله علیه و سلم قبل از نماز افطار میل می‫فرمودند.
ـ افطار آن حضرت صلی الله علیه و سلم چند دانه رطب بود ـ البته اگر می‫یافتند ـ و اگر رطبی نمی‫بود چند دانه خرما میل می‫فرمودند. و اگر چیزی از آن نمی‫یافت، با مقداری آب افطار می‫کردند.
ـ از ایشان آورده‫اند که چون افطار می‫نمودند، می‫فرمودند: «ذَهَبَ الظَّمَأُ, وَابتَلَّتِ العُروقُ، وَثَبَتَ الْأجْرُ إِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالى»([4]).
(تشنگی رفت، روده‫ها تر شد، و به خواست خداوند پاداش نوشته شد).
و از ایشان آورده‫اند که می‫فرمودند: «برای روزه‫دار در هنگام افطار کردنش دعائی است که رد نمی‫شود».([5])
و از ایشان ثابت است که می‫فرمودند: «اگر شب از آنسو بیاید، و روز از این سو برود، روزه دار افطار کرده است».([6])
در شرح فرموده‫ی ایشان گفته‫اند که؛ اگر چه روزه‫دار نیت نکرده باشد، در حقیقت با وارد شدن وقت افطار، انگار که افطار کرده است. همانگونه که با طلوع خورشید ما وارد صبح می‫شویم و با غروب آن وارد شب.

آداب روزه‫ دار..
پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم روزه‫دار را از دشنام دادن، و بدگویی، و دعوا و مرافه براه انداختن بشدت برحذر داشته، و حتی از اینکه جواب دشنام و ناسزا را بدهد منع کرده، و به او دستور داده تا در مقابل بد زبانها و کسانی که به او توهین می‫کنند و ناسزایش می‫گویند تنها ـ و با کمال افتخار ـ بگوید: من روزه دارم.([7])
برخی گفته‫اند: با زبان بگوید. 
برخی گفته‫اند: به خودش یادآوری کند، و در دلش بگوید تا دچار غرور و خودپسندی نگردد.
برخی گفته‫اند: اگر روزه‫اش فرض بود؛ با زبان بگوید، چرا که میدان خودستائی نیست. و اگر روزه‫اش نفلی بود در دلش بخودش بگوید تا دچار ریا و خودنمایی نگردد.

سنت پیامبر در سفرهای رمضان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم بارها در ماه مبارک رمضان به سفر رفته‫اند، احیانا روزه گرفته و احیانا روزه نگرفته‫اند، و یارانش را نه به روزه گرفتن وادار کرده و نه از روزه خوردن بازداشته است.
و در جنگها وقتی به دشمن نزدیک می‫شدند به آنها دستور می‫داد روزه‫یشان را بخورند تا در جنگ با دشمن نیرومندتر و قویتر باشند.
اما اگر در سفر جنگی و یا ستیزی نمی‫بود آن حضرت صلی الله علیه و سلم می‫فرمودند که افطار نمودن رخصتی است. هر کس خواست آنرا اختیار کند، و هر کس خواست روزه بگیرد هیچ اشکالی ندارد.
برخی از باشکوهترین نبردهای بین حق و باطل در این ماه مبارک بوقوع پیوسته است، چون؛ غزوه‫ی بدر و غزوه فتح مکه.
و آن حضرت در همه‫ی این سفرها هرگز طول مسافت سفر را برای روزه خوردن مسافر معین نکرده است، و هیچ حکم ثابتی در این زمینه از آن حضرت روایت نشده است.
صحابه و یاران آن حضرت نیز وقتی تصمیم سفر می‫گرفتند، بدون در نظر گرفتن بیرون رفتن از محوطه‫ی خانه‫های شهر روزه‫یشان را می‫خورده‫اند، و می‫گفتند که این راه و روش پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بوده است.
عبید فرزند جبر می‫گوید: با ابوبصره غفاری از یاران رسول خدا صلی الله علیه و سلم در ماه رمضان با کشتی‫ای از شهر فسطاط به قصد سفر حرکت کردیم، قبل از اینکه از خانه‫های شهر دور شویم، گفت تا سفره را پهن کردند. و به من گفت: بفرما. گفتم: آیا خانه‫های شهر را نمی‫بینی؟ ایشان با تعجب پرسیدند: آیا مخالفت سنت و روش رسول خدا صلی الله علیه و سلم می‫کنی؟([8])
محمد بن کعب می‫گوید: خدمت انس بن مالک؛ یار و خدمتگذار رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در ماه رمضان رسیدم، ایشان لباس سفر پوشیده آماده سفر بودند، و چهارپایانش را آماده حرکت کرده بود. درخواست غذائی کرد و شروع کرد به خوردن.
من از ایشان پرسیدم: آیا این از سنت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم است؟! ایشان فرمودند: بله، این سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است. سپس سوار شده حرکت کردند.([9]) 
این روایات بطور واضح، روشن می‫سازد کسی که در ماه مبارک رمضان قصد سفر می‫کند، می‫تواند روزه‫اش را بخورد.

بارها اتفاق می‫افتاد که وقت فجر می‫رسید در حالیکه ایشان از همبستری با همسرشان در حالت جنابت بودند، بعد از فجر ـ یعنی بعد از اذان ـ غسل می‫گرفتند و روزه می‫گرفتند.
و همسرانشان را در روزهای رمضان با زبان روزه می‫بوسیدند، و می‫گفتند: آنگونه که مضمضمه کردن ـ شستن دهان در وقت وضو ـ روزه را باطل نمی‫کند بوسه نیز روزه را باطل نمی‫کند.([10])

دستور پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم برای کسی که از روی فراموشی چیزی بخورد یا بنوشد
و از دستورات آن حضرت صلی الله علیه و سلم است: بر کسی که از روی فراموشی چیزی بخورد یا بنوشد قضاء روزه لازم نیست، و در حقیقت او در مهمانی خداوند بوده، و خداوند او را غذا داده و آب نوشانیده، و این خورد و نوش به او نسبت داده نمی‫شود.
و تنها در صورت تصرفی که از خود انسان انجام می‫گیرد روزه‫اش باطل می‫شود. و خوردن و نوشیدن در فراموشی چون خورد و نوش در خواب است، و کسی که در خواب است و یا آدمی که در فراموشی است، مسئولیت تصرفاتشان را ندارند.

آنچه روزه را باطل می‫کند
از آن حضرت ثابت است که؛ خوردن، و نوشیدن،([11]) و استفراغ و حجامه (خارج کردن خون فاسد از جسم) باعث باطل شدن روزه‫ی روزه‫دار می‫شود.
وبه حکم قرآن جماع (همبستری با همسر) نیز روزه را چون خوردن و نوشیدن باطل می‫کند. و در مورد سرمه بچشم زدن هنگام روزه هیچ حکم ثابتی از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم روایت نشده. و از ایشان ثابت شده که با دهان روزه مسواک می‫زده‫اند.
ـ و امام احمد آورده است که آن حضرت صلی الله علیه و سلم در حالیکه روزه داشتند آب روی سرشان می‫ریختند.
ـ و با دهان روزه مضمضه و استنشاق (شستن دهان و بینی در هنگام وضوء و غسل) می‫کردند، البته روزه‫دار را از زیاده روی در استنشاق منع می‫کردند. (تا مبادا آب از راه بینی‫ وارد حلق شود).
ـ امام احمد می‫گوید: هیچ ر