 کرديم اين هم توطئه اي ديگر در راستاي همان اهداف پليد دشمنان اسلام مي باشد که به نام حمايت از حضرت علی -رضی الله عنه- به ضرب و شتم مخالفان پرداختند و ايجاد اختلاف کردند در حالي که خودشان نيز با حضرت علی -رضی الله عنه- در نهروان وارد جنگ شدند و حضرت علی -رضی الله عنه- را گمراه و منحرف! مي دانستند (العياذ بالله) آري! اين نيز نقشهء همان شياطين بود که بعداً در جاهايي به صورت مکتوب اين را منتشرکردندکه حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط گروه معاويه کشته شده است و اين سندي براي بقية تاريخ نويسان شد که با استناد به آن اين واقعه را نقل مي کردند و در اين مورد شيعه و سني همنوا شده و به نقل اين قضيه پرداختند اين نکته را نيز همه مي دانند که در علم حديث و رجال اين مسئله مهم است که مطلب را چه کسي روايت کرده و آيا راوي قابل اعتماد است يا نه؟ و هزاران سؤال ديگر انتشار اخبار اين قتل نيز کار خود منافقان و دشمنان اسلام مي باشد چرا که راويان آن مجهول الهويت هستند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] منبع سابق ، ص 32.قاتل اصلي و نحوهء شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه-

مورخان شيعه داستان هاي فراواني را در مورد شهادت حضرت عمّار -رضی الله عنه- به تصوير کشيده اند که ظاهراً آنها نيز از افراد صحنه ساز نقل کرده اند. در اعيان الشيعه جلد هشتم آمده است: عمّار ياسر فرمانده سپاه بود و هاشم مرقال پرچمدار لشکر هر دو از ياران نامي علی و قهرمانان سپاه اسلام بودند در اين درگيري مرقال شهيد شد وعمّار به سوي سپاه معاويه پيش مي رفت سرانجام عمّار اين اسوة رشادت و شيفتة شهادت واين شيرمرد 94 ساله پس از کشتن تعدادي از افراد دشمن در درگيري با دو تن از شجاعان سپاه شام در اثر ضربه هاي نيزة يکي از آن دو نفر از پاي درآمد و نفر دوم سر پاکش را از بدن جدا کرد[1].  اما انگار واقعيّت چيزديگري است که همگي را دچار شک و شبهه کرده بود اگر اين طور با اين صراحت که در عبارت بالا ذکر شد همگي مي ديدند که حضرت عمّار -رضی الله عنه- توسط دو تن از افرد معاويه کشته شده مي بايست تحول عظيمي که قبلاً اشاره کرديم رخ مي داد و پس از آن چرا باز هم اصحاب و تابعين به صراحت نتوانستند قاتلان عمار را معرفي کنند و حتي خود حضرت علی -رضی الله عنه- مگر از اين جريان اطلاع نيافت؟ پس چرا بعد از آن در شک و شبهه بود که چه کسي حضرت عمّار -رضی الله عنه- را کشته است؟ بنابر اين دليل به راحتي به اين نتيجه مي رسيم که جريان شهادت عمّار -رضی الله عنه- چنانچه در کتاب هاي شيعه آمده نبوده بلکه به شکل ديگري اين قتل صورت گرفته است.
-------------------------------------------------------------------------------
[1] اعيان الشيعه ، ج 8 ، ص 75 – 373 .قتل عمّار نقشة شوم منافقان

همان طور که قبلاً اشاره کرديم منافقان کوردلي که از عبدالله بن سبا پيروي مي کردند بعد از قتل حضرت عثمان -رضی الله عنه- خود را در لباس محبّان حضرت علی -رضی الله عنه- درآورده و در قالب حاميان علی -رضی الله عنه- دست به جنايت بزرگي زدند و صحنه هاي جمل و صفين را به وجود آوردند آنان به خوبي حديث مشهور پيامبر -صلی الله عليه وسلم- در مورد حضرت عمّار -رضی الله عنه- را شنيده بودند به همين جهت نقشهء قتل ايشان را ريختند طبيعتاً هم کسي به آنها شک نمي کرد چرا که حضرت عمّار -رضی الله عنه- نيز در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- بود پس به محض شنيدن واقعه شهادت عمّار -رضی الله عنه- هر انساني ذهنش فوراً به طرف سپاه معاويه خطور مي کند و اين در ابتدا امري طبيعي است چرا که آنها به منظور جنگ در مقابل يکديگر صف آرايي کرده بودند منافقان کينه توز و دشمنان اسلام از اين موقعيّت حساس استفاده کرده و خواستند با هدف قرار دادن معيار حق و باطل که همانا حضرت عمّار -رضی الله عنه- بود آتش جنگ را بيافروزند و کشت و کشتاري بيشتري را شاهد باشند آنها به حدي با زيرکي نقشة شومشان را طراحي و اجرا کردند که کسي متوجه نشد و حتي بسياري از مورّخان را نيز تا امروز سردرگم کرده اند وهمگي وقتي ظاهر قضيه را مي نگرند فوراً نسبت به ستمکار و بر باطل بودن معاويه حکم صادر مي کنند.حقايقي از جنگ
جمل و صفين

مؤلف:
ايوب گنجيحضرت عمّار -رضی الله عنه- چگونه به قتل مي رسد؟

کسی در اين شکی ندارد که در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- افراد سبائی و منافق حضور داشته اند اين مطلب را حتی در کتابهای شيعه نقل کرده اند به عنوان نمونه (آقای جواد محدثی) نقل می کند[1]. (معاويه با احساس خطر جدی و نزديک شدن شکست حيله قرآن سر نيزه کردن را پيش گرفت که سبب شد عده ای از منافقان و ترسويان و سطحی نگران ساده که در سپاه حضرت علی بودند دست از ادامه جنگ کشيده و امام را به پذيرفتن حکميت وادار کنند)[2]. پس تمام مورخان اتفاق نظر دارند که افرادی منافق (روافض) در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- حضور داشته اند. آنچه ياداوری اش را در اينجا نيز ضروری می دانم اينکه در سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- گروهي از منافقان سبايي فعاليت داشتند و در سيستم حکومتي خليفهء چهارم در لباس دوست و محب ايجاد اختلال مي کردند و در فکر ضربه وارد کردن بر سيستم حکومت اسلامي بودند اين منافقان پس از اجرا کردن نقشة قتل حضرت عمار -رضی الله عنه- دو گروه را رسماً به وجود آوردند:

1- روافض که خود را سربازان جان بر کف حضرت امير -رضی الله عنه- و از محبان راستين او قلمداد مي کردند اما در واقع دشمنان قسم خوردهء آن حضرت -رضی الله عنه- بودند.
 2- خوارج مسلمانان ساده لوحي که با تحريک و تشويق سبايي ها در مقابل حضرت علی شورش کرده و از سپاهش جدا شدند.

پس در نظر داشتن اين نکته که سبايي ها از همان اول در سپاه حضرت امير -رضی الله عنه- حضور داشتند و از همان ابتدا در پي ضربه وارد کردن بر هر دو سپاه مسلمانان بوده اند بسيار مهم است چرا که اين نکته به روشن شدن قضية قتل حضرت عمّار -رضی الله عنه- بسيار کمک مي کند چون اگراز آنان فقط با نام خوارج ياد کنيم ممکن است براي افرادي اين سؤال پيش بيايد که خوارج بعداً تشکيل شد پس کدام گروه بوده که از همان ابتدا از مخالفان حضرت علی بوده اند مسلم است که سبايي ها با برنامه اي از پيش تعيين شده در سپاه قرار گرفته بودند و نمي خواستند آتش جنگ فرو نشيند اين منافقان از تاريکي شب استفاده کرده و به راحتي توانستند حضرت عمّار -رضی الله عنه- را به شهادت برساند چون در همان سپاه قرار داشتند و لباس دوست به تن کرده بودند کسي به آنها مشکوک نمي شد پس از اجراي برنامة ترور با عجله حضرت عمّار -رضی الله عنه- را در نزديکي محل استراحت سپاه معاويه انداخته و به سرعت به سوي محل سپاه حضرت علی -رضی الله عنه- بر گشتند مولانا صديقي نيز به همين اشاره دارد و مي گويد ما مدعي هستيم و با وثوق و اعتماد کامل جزماً می گوييم که :سيدناعمار -رضی الله عنه- به دست لشکريان حضرت معاويه -رضی الله عنه- به قتل نرسيده است،بلکه قاتلان وی همان سبايی های بودند که اولاً صرفاً به نام محبان و دوستداران علی -رضی الله عنه- شناخته می 