ماری‌های فراوانی است. پس همچنانکه پزشکان می‌گویند : روزه عامل سلامت درونی، است، و افزایش توان نفس و عادت دادن بر رهایی از قید و بند و هر نوع خوی و عادتی می‌باشد، و بهترین عادت اینکه انسان به هیچ عادتی، عادت ننماید.(1) فردی که به سیگار عادت کرده است، چگونه توانسته است در ماه رمضان آن را از خود دور کند، پس می‌تواند برای همیشه نیز از آن بدور باشد و بزرگترین شاهد و نمونه هم ماه روزه می‌باشد.
انسان اراده و اخلاص خویش را با روزه تقویت و رشد می‌نماید، و روزه عبادت اخلاص می‌باشد و مشاعر انسان را نمو می‌دهد، و چه بسا خوراک و نوشیدنی فراهم است، و انسان روزه‌دار چیزی از آن تناول نمی‌نماید.
از جمله فوائد مادی روزه اینکه معده، دستگاه گوارش، دستگاه گردش خون، کلیه‌ها و قلب در رمضان استراحت می‌نمایند، این دستگاه‌های مهم هرگاه از کار بیفتند زندگی انسان به جهنّم تبدیل می‌گردد، و چنانچه کلیه‌ها ناگهانی متوقف گردند، زندگی قابل تحمل نیست، و هرگاه قلب به ضعف و سستی مبتلا گردد، و رگ‌ها تنگ و سفت شوند و یا قلب گرفته شود در این صورت کار مشکل می‌گردد، و روزه از بیماری‌های [زیادی] که قلب و رگ‌ها به آن مبتلا می‌شوند، و بیماری‌های معده، روده، کبد، دستگاه ادرار، و این دستگاه‌های مهم از قبیل دستگاه گردش (خون) و گوارش و دفع زواید، و ... پیشگیری می‌نماید، و ما نمی‌گوییم که روزه فقط درمان است، و بلکه علاوه بر آن عامل پیشگیری است.
مقاله‌ای درباره بیماری‌های قلب می‌گوید : کار قلب و سلامت آن و انتظام‌بخشی و انعطاف‌ رگ‌ها بستگی به حجم و نوع غذای موجود در معده دارد، لذا پیامبر(ص) و نیز خداوند ما را به رعایت اعتدال در خوراک و نوشیدنی دستور داده‌اند. همچنانکه خداوند می‌فرماید :
و کلوا و اشربوا وَ لا تُسْرِفوا إنَّهُ لا یُحبُّ الْمُسْرِفین 	(اعراف : 31)
«بخورید و بیاشامید و زیاده‌روی نکنید، بیگمان خداوند اسراف‌کنندگان را دوست ندارد».
پس هرکه در خوردن و آشامیدن زیاده‌روی کرده باشد، ماه رمضان نزد وی آمده تا آن خطاها، کجی‌ها و تعفنات در دستگاه گوارش و وزن زاید بر حد معمول را اصلاح نماید، و اشتباهاتی که انسان در طول سال مرتکب می‌گردد، روزه با وضع حد و مرز آن اشتباهات جبران نماید، اما هرگاه انسان پای‌بند سنت نبوی باشد، ماه رمضان به صحت و نشاط وی می‌افزاید، و امام غزالی در کتاب احیاء علوم الدین فصل یا باب بزرگی را در فضایل گرسنگی منعقد نموده است، و می‌فرماید : تمام خیر در خزانه‌های گرسنگی نهفته است، و هدف از آن گرسنگی شدید نیست و بلکه منظور اعتدال در خوردن و آشامیدن است، زیرا پرخوری ذکاوت را از بین می‌برد و افزایش خوراک، و ریختن غذا بر غذایی دیگر و افزایش وعده‌های غذایی انسان را به کسالت و خمول و رکود و عفونت روده و فشار قلبی مبتلا می‌گرداند، و رمضان جهت تجدید سلامت و تندرستی می‌آید، و عمر ما محدود است، یا اینکه با نشاط و توان به سر بریم، و یا اینکه [با بیماری] سربار خانواده‌مان شویم، و میان دو حالت مذکور تفاوت و فاصله‌هاست، و در این جا مجال بحث از فوائد روزه نیست.
و روایت شده است : «صُوُموا تَصِحُّوا»(2)«روزه بگیرید تا تندرست باشید».
و معنی تندرستی و صحت در اینجا پیشگیری از بیماری است، چون اگر شما روزه این ماه را تمام و کمال به انجام رساندی، جسم خود را از بیماری‌های خطرناکی که شما را یارای مقابله با آن نیست مصون نموده‌اید، ولیکن این فردی که از خوردن و آشامیدن امتناع می‌ورزد، ولی هرگاه کنار سفره بنشیند همچون شتر به خوردن بپردازد، هدف و نتیجه روزه برای وی حاصل نمی‌گردد، پس رعایت اعتدال در خوردن و آشامیدن در ایام روزه ضروریست، اما اگر وعده‌های غذایی روزانه را در رمضان به وعده‌های شبانه بدل کردید! پس چه کار کرده‌اید؟ [و چه حاصلت می‌گردد]؟ در افطار تا توانسته تناول نموده، و نیمه هم شب وعده‌ای و هنگام سحر نیز وعده دیگری را صرف نماید این فرد وعده‌های روزانه را با شب عوض نموده، کاری انجام نداده است و بیماری‌ها و دل‌دردها به حالت خود باقی مانده است.
-------------------------------------------------------------------------
1) بسیاری از روان‌شناسان و خبرگان تربیتی می‌گویند : عادت کن که عادت نکنید. (مترجم)
2) الفردوس بمأثور الخطاب (3745)، نگا : کشف الخفاء (1455) و در روایت مذکور ضعف است.بسم الله الرحمن الرحيم
خداوند به نیکوترین شیوه انسان را خلق کرد، وی را بالاترین کرامت بخشید و هستی را برایش مسخّر کرد تا سبب تمایز و برتری وی شود. به وی نعمت عقل را ارزانی داشت و بر فطرتی آفرید که به سوی کمال سیر کند و در او میل به شهوت قرار داد تا با تجربه صبر و شکر در برابر آن، راه نزدیکی به خدا برایش میسور گردد. به او آزادی و اختیار بخشید، تا اعمالش را ارزشمند گرداند. و برایش کتاب‌هایی فرستاد تا به او الهام کند که پاکی‌ها برایش مجاز و پلیدی‌ها برایش ممنوع است. خداوند این همه را به انسان نمایاند که پروردگارش را بشناسد و بندگی او را به جای آورد و در نهایت، خوش‌بختی دنیا و آخرت را برای خویش رقم زند.
حقیقت خداوندی، خلقت آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته است، پایدار و  هدفمند. اما باطل که غیرخدایی است، بی‌اساسی و بی‌هدف است. حقیقت به دایره‌ای می‌ماند که در بر گیرنده چهار خط متقاطع است؛ خط نقل صحیح، عقل صریح، فطرت سلیم و واقعیت موجود.
نقل صحیح، کلام و بیان خداوند و فرستادگان معصوم اوست. عقل صریح، ابزار سنجشی است که خداوند به انسان اعطا نموده تا از طریق آن خالق خویش را بشناسد. فطرت سلیم هم‌‌ترازویی منطبق و هم‌جهت با شریعت خداست، که در سرشت انسان نهاده شده که اشتباهات خویش را دریابد. اما واقعیت موجود، همان مخلوقات پیرامون انسانند که تحت‌تأثیر قوانین خداوندی هستند. این چهار رکن حقیقت، همه از یک منبع سرچشمه می‌گیرند، پس همه باهم منطبق و هماهنگ‌اند.
تمام ادیان خدایی در هر زمان و هر مکان، فقط بر دو اصل اساسی پای نهاده شده‌اند و غیر آن دو را نمی‌توان تصور کرد، این دو اصل در آیه زیر روشن گشته است :
وَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحیِ إلیهِ انَّه لا إلَه إلاّ أنَا فَاعْبُدونِ	(انبیاء : 25)
«ما پیش از تو هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم، مگر اینکه به او وحی کرده‌ایم که : معبودی جر من نیست، پس فقط مرا پرستش کنید».
اصل اول عبارتست از : توحید، یعنی شناخت دلایل وجود، یکی بودن کمال و نیز شناخت اسم‌های نیکو و صفت‌های والای خداوند متعال. و اصل دوم عبادت است یعنی شناخت راه صحیح بندگی خدا که انگیزه خلقت انسان است، عبادت فرمان‌برداری آگاهانه و ارادی است که با محبت و خواست قلبی همراه است و اساس آن باور یقینی است و انسان را به سعادتی جاودانه می‌رساند. در واقع، توحید نمود و قُلّه معرفت، و عبادت نمود عمل است.
خداوند متعال، آسمان‌ها و زمین و تمام جهانیان خاصّتاً انسان را برمبنای قواعد و قوانین 