<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">شرح اربعین نووی</a></body></html>شرح حديث:
اسلام در لغت به معنی طاعت و فرمانبری است، و در شریعت فرمانبری در اجرای اعمال ظاهره است که شهادتین و نماز و روزه و زکات و حج و غیره می‌باشد، و جمله: أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ می‌رساند که لفظ «أشهد» در ثبوت اسلام لازم است، و روایت حتی @يَقولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ! می‌رساند که لازم نیست لفظ أشهد همراه آن باشد، بلکه مرادف آن کافی است، و آوردن لفظ «أشهد» به احتیاط نزدیکتر است.
جمله: وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ: یعنی نماز را برپا بداری می‌رساند که مقصود انجام نماز بر وجه اکمل آن است، چنانکه در زبان می‌گوییم فلان برپای خود ایستاده، یعنی فرد کاملی است که در امور خود حاجت به دیگری ندارد، خللی در کارش نیست که به جبران دیگری نیازمند باشد.
@وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ!: یعنی زکات را به مستحقین آن از روی رغبت و ایمان بدهی، به این که زکات وسیله تطهیر و رشد مال و حسنات است.
@وَتَصُومَ رَمَضَانَ!: یعنی همه ماه رمضان را روزه بگیری.
کلمه @تَحُجَّ الْبَيْتَ! یعنی قصد خانه خدا نمایی برای انجام‌دادن حج و عمره @إِنِ اسْتَطَعْتَ إِليْهِ سَبِيلاً! اگر توشه و لازمه راه داشته باشی که کلمه سبیل در این جا به معنی توشه و وسیله راه پیمایی است.
تعجب و شگفت در مقابل امری است که سبب آن ظاهر نباشد: @إذْا ظهَرَ السَّببُ بَطَل العجبُ!.
کلمه «صلوة» به معنی درود و در این حال، از خدای عزوجل به معنی رحمت و از فرشتگان به معنی استغفار و از بنی آدم به معنی تضرع و دعاست: (اللهم صل علی محمد وآل محمد وصحبه! یعنی خدایا رحمت بفرست بر محمد و خویشان و یارانش و این دعا از ماست برای رفعت درجه پیغمبر ص و ﴿‏ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ﴾. [الأحزاب: 56] یعنی محققاً خدا و فرشتگان رحمت و درود می‌فرستند بر پیغمبر و صلاة به معنی عبادتگاه نیز هست، چنانکه در آیه و صلوات و مساجد آیه 40 سوره حج آمده است، و صلوة در لغت به معنی دعاء است، و بعضی گفته اند: به معنی دعای خیر است، و شرعاً به معنی نماز که عبارت از گفتارها و کردارهایی است که آغاز آن تکبیر و پایان آن تسلیم است.
بعضی گفته اند اشتقاق آن از «صلی» به معنی رگی است که بر کمر پیوسته است، و از این رو است که دومین اسب را در مسابقه «مصلَّی» می‌نامیده اند، زیرا سر او نزدیک کمر اسب اولی قرار می‌گرفته است، و در این حال مانند این است که دعاکننده در فروتنی و افتادگی خود را به مقصر همانند می‌سازد که گوی سبقت در عبادت را به سبب کوته‌کاری از دست داده و با شرمندگی و اعتراف به قصور طلب مغفرت می‌نماید.
نماز یک عبادت روح افزا و توان‌بخش است، زیرا انسان در برابر پروردگار مهربان عقده دل خود را می‌گشاید، و در برابر پروردگار با زانوی عجز و بستن دست ذلت چنین اعتراف می‌نماید که خدایا تمام توان‌های من اگر مدد تو همراه آن نباشد، به دست بسته‌ای می‌ماند که از همه چیز عاجز باشد و هنگامی که یاری تو همراه شود، کاری نماند که میسر نگردد. نماز اگر از روی صدق و حضور قلب انجام گیرد، دنیایی سعادت در برخواهد داشت، چه بسا حاجت‌هایی که انسان نمی‌تواند به هیچکس بگوید، ولی جلو پروردگار می‌توان اظهار کرد و چاره جست، و چه بسا اوقات که آدمی از همه طرف نومید می‌گردد و درها را همه بسته می‌بیند، ولی بازهم موقع روآوردن به درگاه خدای یکتا یقین می‌نماید که با چاره‌جویی از خدا و کوشش و تلاش که همراه با معرفت پروردگار باشد، همه درها گشوده خواهد گشت و گره‌ها همه باز خواهد شد.
در سیرت بزرگان دین و دنیا و دانشمندان و پزشکان همه استمداد از این درگاه پرعظمت واضح و مشهود است. از ابوعلی سینا روایت شده است که هر مسأله‌ای که برایش مشکل لاینحل می‌شد، روی به مسجد جامع می‌نهاد و با استمداد از پروردگار مهربان در موقع نهادن سر به سجده، پس از نماز چنان می‌دید که آن مشکل حل و آن گره باز شده است.
از ابن تیمیه روایت شده است که در هر مسأله علمی که از پاسخ آن فرو می‌ماند، روی به درگاه خدا می‌نهاد و در نماز به نیاز می‌پرداخت، و پس از نماز می‌دید که لطف خدا شامل حالش شده و جواب آن مسایل حاضر شده است.
البته همه اینان از سیرت راهنمای بشر و آخرین فرستادگان محمد مصطفی ص پیروی می‌کرده اند؛ زیرا در حدیث است: (کان ص إذا فزعه أمر بدر إلي الصلوة! حضرت رسول ص هرگاه امری باعث ناراحتی ایشان می‌شد به سوی نماز رو می‌آورد و به درگاه خدا می‌شتافت.
نماز به حقیقت در موقع شداید و مشکلات یکی از بهترین چاره هاست، مشروط بر این که انسان آنچه از کوشش و توان داشته به کار برده باشد، و آنگاه روی به سوی خدا آورد که هم کوشش و سعی که مأمور به آن است انجام داده باشد، و هم از درگاه خدا استمداد نموده باشد، در این جهان روح و تن باید باهم تقویت شوند، و تقویت روح در استمداد از خدای تعالی و روآوردن به درگاه خداست، و بشر وقتی می‌تواند روی آسایش ببیند، و زندگی برایش به معنی واقعی بروز کند که این عبادت را که مشخص توحید و مقوی روح و وسیله خوشبختی است، نزد تمام بشر به می‌رورد اجرا در آورد و آن روز بیاری خدا نزدیک است.
ایمان و اسلام: هرگاه اسلام به معنی طاعت و فرمانبری و تسلیم و اذعان قلبی باشد، در این حال اسلام و ایمان مترادف هستند، یعنی لفظ‌شان مختلف و معنی‌شان یکی است، و هرگاه اسلام به معنی کارهای شرعی باشد، چنانکه در این حدیث و حدیث بعدی است؛ در این حال اسلام ملازم ایمان است، زیرا اعمال ظاهره بدون ایمان قلبی فایده‌ای ندارد. بنا به معروف میان این دو عموم و خصوص مطلق است، کسی که در اعمال اسلام مطیع است و انجام می‌دهد و به دل هم تصدیق می‌نماید، ایمان و اسلام هردو را دارد و هرگاه به دل تصدیق کند و اعمال ظاهره را انجام نمی‌دهد تنها ایمان را دارد، در هرحال این دو باید همراه باشند، و گرنه هرکدام به تنهایی فایده ندارد، عقیده و عمل باید همراه باشد.

شرح حديث:
ابوالعباس: سهل بن سعد ساعدی انصاری خزرجی مدنی در روز وفات پیغمبر ص پانزده ساله بود، و در سال هشتاد و هشت هجری در مدینه منوره درگذشت، او آخرین فرد صحابه است که در مدینه درگذشته اند، نام او قبلاً حزن بود، (به معنی ناهموار) و حضرت رسول الله نام او را به سهل (یعنی هموار) تبدیل فرمود، سهل و پدرش هردو از صحابه پیغمبرند، از سهل یک صد و هشتاد و هشت حدیث روایت شده است که بخاری و مسلم بر بیست و هشت حدیث از او اتفاق دارند، و بخاری یازده حدیث از او بدون مسلم روایت نموده است.
در حدیث نبوی بالا مردی به خدمت رسول الله ص شرفیاب شد، و عرض کرد: یا رسول الله! مرا بر کاری رهنمایی بفرما که چون آن را انجام دهم خدا مرا دوست بدارند و مردم نیز مرا دوست بدارند. حضرت رسول الله ص فرمود: در دنیا زهد پیشه کن تا خدا تو را دوست بدارد.
«زهد» در لغت روگردانی از چیزی جهت حقیردانستن آن است، چنانکه م