 در ظاهر مردانی آراسته و پاک و در باطن مردانی شایسته و پاکیزه و در ایمان کامل که از طهارت ظاهر و باطن سرچشمه می‌گیرد، مانند کوهی عظیم پابرجا و استوار بوده اند.
اما از حیث تفسیر لفظی کلمه طهور – به فتح طاء – به معنی بسیار پاک و به ضم طاء به معنی پاکیزگی و پاکی با دوربودن از ناپاکی‌ها و پاکیزگی به طهارت از وضوء و غسل و غیره همه در زیر کلمه «طهور» داخل است، و عادتاً مقید‌بودن به طهارات اسلامی آدمی را از کارهای ناروا که مایه شرمساری و از دست‌دادن اعتبار و شرف است، باز می‌دارد.
در روزهایی که انگلیس مقتدرترین کشورها بود و زندان‌های بی‌شمارش پر از زندانیان بود، یکی از سیاستمداران‌شان نوشته بود: در تمام زندان‌های انگلیس یک زندانی که مقید به طهارت اسلامی باشد، ندیده است.
کلمه «شطر» به معنی نیم است، ولی لزومی ندارد که شطر و نصف به معنای نصف کامل و برابر با نصف دیگر باشد، زیرا در گفتار عرب آمده که: (نصف السنة سفر ونصفها حضر) نیمی از سال در سفر و نیمی از سال در حضر به سر می‌آورد، اگرچه دو برابر در سفر باشد و یک برابر در حضر و یا بالعکس.
چنانکه معروف است، کسی که سر رشته‌داری کاری را متعهد شد، نیمی از مردم دشمن او و نیمی از مردم دوست او می‌شوند، و ممکن است دشمنانش بیشتر از دوستانش باشند، و ممکن است برعکس باشد. در حدیث است که علم فرایض نصف علم است، یعنی آگاهی از علم قسمت میراث نیمی از علم را تشکیل می‌دهد که علم یا تعلق به حیات و زندگی شخص دارد و یا به بعد از زندگی و پس از مرگ تعلق دارد، آنچه به پس از مرگ تعلق دارد و قسمت میراث است، نیمی از علم است.
گفتیم که «طهور» به معنی پاکیزگی است و آن شامل پاکیزگی ظاهری و باطنی است، بعضی منظور از «طهور» را وضوء دانسته و مؤلف این قول را نزدیکترین نظرها دانسته است، بازهم اشکالی ندارد، زیرا خدای عزوجل از اسرار عباداتش پیغمبر اکرم ص را بهتر واقف ساخته است. (وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلأَُ الْمِيزَانَ) و ستایش خدا با گفتن (الْحَمْدُ للهِ) با فهم معنی آن ترازوی اعمال را پر می‌کند، زیرا در گفتن آن اثبات همه صفات پروردگار نهفته است، چون صفات بی‌مانند ذات پاک آفریدگار متعال را معترف‌بودن است که آدمی را به ستایش وادار می‌سازد، کسی که معترف به جمیع صفات پروردگار توانا باشد و در برابر آن صفات ستایش خدای متعال را به جا آورد، ثواب آن اگر مجسم شود، عظمتش به حدی است که ترازوی اعمال را با همه بزرگی که دارد، پر می‌نماید.
در خصوص ترازوی اعمال در روز قیامت آیات قرآن بسیار است، مانند (‏ وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ)[الأنبيا: 47] (و ترازوهای عدالت و دادگری کامل را برای روز قیامت می‌گذاریم). در دنیا هر حکمی در باره هر فردی بشود، ملاک آن ظاهر است و بر باطن کسی آگاهی حاصل نمی‌شود، ولی ترازو‌های آخرت ظاهر و باطن هردو را آشکار می‌سازد، و در آنجاست که هموزن مورچه به حساب می‌آید و مقدار ذره به وزن می‌‌آید.
در حدیث صحیح هم ترازوی اعمال ثابت شده است، و هرکسی که سالم‌ترین و بهترین اقوال را بخواهد، همانا اعتراف به میزان اعمال است، چنانکه آیات و احادیث دلالت برآن دارد، کسی که عقلش قاصر باشد و نتواند درک کند که اعمال هم در آخرت دارای جسم و صورت است، برای چنین کسانی هم پیشوایانی از معتزله هستند که حدیث و آیه را تأویل می‌کنند، به عقیده این که منظور از ترازو خود ترازو نیست، بلکه منظور از آن اجرای عدالت است، و آن هم به طوری که کارهای بسیار ریز و کم‌وزن نیز به شمار آورده شود.
لفظ «موازین» در آیه به صیغه جمع بود، بعضی برآنند که صیغه جمع برای تفخیم و بزرگ جلوه‌دادن است، مثل این که در حال تعظیم هم صیغه جمع می‌آید، چنانکه در آیه 99 سوره مؤمنون آمده است: (رَبِّ ارْجِعُونِ ‏) (ای پروردگار مرا باز گردانید). و بعضی از علماء معتقدند که میزان متعدد است به طوری که برای هرفردی میزان به خصوص است، (وَسُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلأَُ مَا بَيْنَ السَّمَواتِ وَالأَرْضِ) این دو کلمه (سُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ) و یا این یک جمله (سُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ) میان آسمان و زمین را پر می‌کنند، برای این که الحمد لله عبارت از ستایش خداست، در برابر صفات و زمین را پر می‌کنند، برای این که الحمد لله عبارت از ستایش خداست در برابر صفات کمال او، و سبحان الله تنزیه است و پاک‌دانستن خدا از آنچه شایسته او نباشد، پس سبحان الله برای سلب نقایص است و الحمد لله برای اثبات کمالات، و البته اثبات مقدم بر سلب است، و در بعضی از روایات (التسبيح نصف الميزان، والحمد لله تملؤه ولا إله إلا الله ليس لها دون الله حجاب) سبحان الله گفتن نیمی از ترازوی اعمال را پر می‌کند و الحمدلله هم آن را پر می‌سازد و لا إله إلا الله هیچ مانعی از قبول‌شدن ندارد.
در حدیثی به روایت علی (رض) آمده است: (الله اكبر ولا إله إلا الله) آسمان و زمین و میان آنها را پر می‌کند. و در مسند امام احمد: (ولا يثقل شي بسم الله الرحمن الرحيم) و هیچ چیز در ثواب به سنگینی (بسم الله الرحمن الرحيم) نمی‌آید، و به همین خاطر است که خدای توانا قرآن را به این کلمه آغاز فرمود، در آغاز هرکار و در ابتدای هر نشست و برخاست گفتن (بسم الله الرحمن الرحيم) سنت است و همچنین صلوات بر پیغمبر ص.
(وَالصَّلاَةُ نُورٌ) نماز روشنایی است، قلب را صیقل می‌کند، دیده را روشنایی می‌بخشد، و از این جاست که در حدیث آمده است که حضرت رسول الله می‌فرماید: (وجعلت قرة عيني في الصلاة) و روشنی چشم من در نماز است، در حقیقت نماز مایه آسایش روح و چیرگی بر غم و اندوه است. در حدیث آمده که حضرت رسول الله ص می‌فرمود: (يا بلال! أقم الصلاة وأرحنا بها) ای بلال! اقامه نماز بگو تا در نماز شویم و آسایش یابیم.
در مسند امام احمد و صحیح ابن حبان از پیغمبر روایت شده که فرمود: (من حافظ عليها، كانت له نورا وبرهانا ونجاة يوم القيامة) کسی که بر نمازهای پنچگانه محافظت نماید، برای او روشنایی و دلیل ایمان‌داری و وسیله رهایی از عذاب خواهد بود. و در حدیث آمده است: (كان ص إذا حزبه أمر، فزع إلي الصلاة) عادت حضرت رسول ص این بود که چون کاری او را نگران می‌ساخت و یا مشکلی پیش می‌آمد، به نماز پناه می‌برد و از خدای توانا استمداد می‌فرمود و چیزی نمی‌گذشت که مشکل مانند آب آسان می‌شد، این امر پناه‌بردن به نماز و روآوردن به خدا، چاره‌خواستن از او تعالی، شیوه هریک از عرفا و دانشمندان بوده است، حتی ابوعلی سینا می‌گوید: هرگاه در درمان بیماری فرو می‌ماندم، وضو می‌ساختم و به سوی مسجد جامع روان می‌شدم و در آنجا نماز می‌خواندم و چاره کار را از خدای تعالی می‌خواستم و دیری نمی‌گذشت که درمان بر من آسان می‌شد. دانشمندان بسیار در سیرت‌شان نوشته اند که هرگاه مسأله‌ای لاینحل می‌شد، از طریق وضو و روی‌آوردن به مسجد و نماز و چاره‌خواستن از خدای تعالی آن ر