 شيطان، والراكبان شيطانان، والثلاثة رَكْبٌ) يعني: «يک سوار شيطان است و دو سواره دو شيطان اند و سه نفر جماعت بشمار مي روند.» [ابوداود و ترمذي و احمد] و نيز گفته شده که: يک همسفر برگزين و آنگاه سفر کن.

فراهم ساختن توشه ي سفر: 
آماده نمودن بار و توشه ي سفر و مخارجي که انشاء الله بتواند به سلامت به مقصد خود برسد، براي فرد مسلمان اهميت بسزائي دارد.

پنج شنبه ها براي مسافرت بهتر مي باشد: 
کم تر اتفاق افتاده که رسول الله صلى الله عليه و سلم به جز پنج شنبه در روز ديگري به مسافرت برود. [ابوداود]

رفتن به سفر در اولين ساعات روز: 
رسول صلى الله عليه و سلم براي آن هايي که کارهايشان را در ؛از روز انجام مي دهند دعاي بركت نموده و مي فرمايد: (اللهم بارك لأمتي في بكورها) يعني: « بار الها! به صبحگاهان امتم برکت ده!» [ابوداود و ترمذي و نسائي و ابن ماجه] وقتي آن حضرت صلى الله عليه و سلم سريه يا لشگري را مي فرستاد، آن ها را در اولين ساعات روز روانه مي ساخت. [ابوداود]

نماز قبل از سفر: 
قبل از سفر فرد مسلمان سعي مي کند تا دو رکعت نماز را بجا آورد. از پيامبر صلى الله عليه و سلم روايت شده که فرموده اند: (ما خلف عبد على أهله أفضل من ركعتين يركعهما عندهم حين يريد سفرًا) يعني: «بنده چيزي را براي خانواده اش بهتر از دو رکعت نماز که هنگام سفر نزد آنان مي خواند، بجا نمي گزارد.» [ابن ابي شيبه]

خداحافظي از خانواده و دوستان: 
انسان مسلمان موقع مسافرت از خانواده اش خداحافظي کرده و آنان را سفارش به نيکي و خير مي نمايد. حضرت عبدالله ابن عمر -رضي الله عنهما- به مردي که قصد سفر داشت مي گويد: بيا تا با تو خداحافظي کنم، همانگونه که رسول الله صلى الله عليه و سلم با وداع مي نمود: (أستودع الله دينك، وأمانتك، وخواتيم عملك) يعني: «دين و امانت وانجام اعمالت را نزد خداوند به وديعت مي گذارم.» [ابوداود]

دعاي خانواده و دوستان براي شخص مسافر: 
مسلمان براي فرد مسافر آرزوي توفيق و سلامتي مي کنند. مردي نزد پيامبر صلى الله عليه و سلم رفت و گفت: يا رسول الله، مي خواهم به مسافرت بروم، مرا توشه اي ده. فرمود: (زودك الله التقوى) يعني: «خداوند ترا توشه ي تقوا دهد.» گفت: مرا بيشتر ده. فرمود: (وغفر ذنبك) يعني: «و گناهت را بيامرزد.» گفت: - پدر و مادرم فدايت- بر من بيفزا. فرمود: (ويَسَّر الله لك الخيرَ حيثما كنت) يعني: «و در هر کجائي که هستي، توفيق خيرت دهد.» [ترمذي و حاكم]

طلب دعا از مسافر: 
حضرت عمر -رضي الله عنه- تعريف مي کند: از پيامبر صلى الله عليه و سلم براي حج عمره اجازه خواستم. فرمود: (أي أخي، أشركنا في دعائك ولا تَنْسَنَا) يعني: «برادرکم ما را در دعاي خود شريک گردان.» [ترمذي و ابن ماجه و احمد]

دعاي هنگام عزيمت: 
هنگام خروج از منزل بگويد: (باسم الله، توكلتُ على الله. لا حول ولا قوة إلا بالله. رب أعوذ بك أن أضل أو أُضََلَّ، أو أزل أو أُزَل أو أظلم أو أُظلم، أو أجهل أو يجهل علي) يعني: « بنام خدا. توکل نمودم بر خدا، بار خدايا! پناه مي جويم به تو از اينکه گمراه کنم يا گمراه شوم، لغزش کنم يا ديگري را بلغزانم، ظلم کنم يا بر من ظلم شود، کار جاهلانه اي انجام دهم و يا بر من انجام داده شود.» [ابوداود] 
وقتي راه افتاد بگويد: (اللهم بك انتشرتُ، وعليك توكلتُ، وبك اعتصمتُ، وإليك توجهت. اللهم أنت ثقتي، وأنت رجائي، فاكفني ما أهمني وما لا أهتم به، وما أنت أعلم به مني، اللهم زودني التقوى، واغفر لي ذنبي، ووجهني للخير حيثما توجهت) يعني: «بار الها! به قدرت تو پراکنده گشته و بر تو توکل نمودم، و به ياري تو چنگ زده و رو بسوي تو نمودم. بارالها! دلگرمي و اميد من تو هستي. پس مرا بسنده کن از آنچه مورد توجه من است و آنچه بدان اعتنا نمي نمايم و آنچه که تو بهتر از من از آن آگاهي. الهي! تقوي را توشه ي من گردان و گناهم را بيامرز و هرجا که رو کنم، مرا با خير روبرو گردان.» [ابويعلي]

يک نفر را از ميان خود به عنوان راهبر انتخاب نمايند: 
عده اي که قصد سفر دارند يکي را از ميان خود به عنوان رهبر انتخاب مي کنند. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (إذا خرج ثلاثة في سفر فليؤمِّروا أحدهم) يعني: «هرگاه سه نفر در سفري برآيند، بايد يکنفر را بر خود امير سازند.» [ابوداود و ترمذي]

دعاي هنگام سوار شدن بر مرکب:
رسول الله صلى الله عليه و سلم هنگام سوار شدن بر شتر و خارج شدن باي مسافرت سه بار تکبير مي گفت، سپس مي فرمود: (سبحان الذي سخر لنا هذا وما كنا له مقرنين وإنا إلى ربنا لمنقلبون. اللهم إنا نسألك في سفرنا هذا البِرَّ والتقوى ومن العمل ما ترضى. اللهم هوِّن علينا سفرنا هذا، واطوِ عنَّا بُعْدَه. اللهم أنت الصاحب في السفر، والخليفة في الأهل. اللهم إني أعوذ بك من وَعْثَاء السفر، وكآبة المنظر، وسوء المنقلب في المال والأهل) يعني: «پاکيست ذاتي را که اين را براي ما مسخر ساخته و ما بسوي پروردگار خود رجوع کننده ايم. بار خدايا ما در اين سفر مان از تو نيکو کاري و تقوي و عملي را که مي پسندي طلب مي کنيم. بار خدايا اين سفر مان را بر ما آسان کن و دوريش را بر ما کوتاه ساز، بار خدايا تو در سفر همراه و در خانواده سرپرستي. پروردگارا! ما از سختي سفر و منظره ي غم انگيز و بدي نظر بد در مال و خانواده و فرزند بتو پناه مي جوييم.» [مسلم]

رعايت احساسات مسافران ناتوان و ضعيف: 
خصوصاً اگر سفر با پاي پياده باشد بايد مراعات ضعيفان را نموده و از آنان پيش نيافتد تا احساس ناتواني ننمايند. گفته اند: فرد ناتوان امير قافله است.

برخورد درست با وسيله ي سفر: 
چنانچه مسافرت با چهارپا باشد، بايد از سختگيري با آن و کارکشيدن زيادي و زدن آن براي شتاب دادن به حرکتش خودداري نمايد. لازم است که با حيوانات با دلسوزي و مهرباني رفتار نموده و عجله از شيطان است. از قديم گفته اند: (إن المنبتَّ لا أرضًا قطع، ولا ظهرًا أبقى) يعني: «سوارکار شتابان نه مقصد رسيده و نه مرکبي برايش مي ماند.»

مراعات آداب نشستن بر مرکب: 
فرد مسلمان پايبند برخي آداب در هنگام سوار شدن بر وسايل حمل و نقل عمومي است، از جمله ي آن ها:
- نگشودن پنجره يا در، بدون گرفتن اجازه از همسفران مجاور خود.
- اگر غذايي را در جريان مسافرت صرف کند ديگران را نيز به آن دعوت نمايد.
- با صداي بلند صحبت شخصي نکند.
- لازم است که جوانان بهترين جايگاه را براي افراد سالمند و بيماران و زنان نگاه دارند.
- بايد براي احترام به نظر و مزاج جمع و رعايت بهداشت و نظافت وسيله، از کشيدن سيگار، انداختن آب دهان يا پس مانده ي خوراکي هايش خودداري کند. 
- دعا و ذكر بيشتر: انسان مسلمان در مسافرت براي خود و دوستانش بيشتر دعا مي کند چون دعاي مسافر مستجاب است و بيشتر هم به ذکر خداوند مي پردازد.
- هرگاه در شهري پياده شدند، مي گويد: (سبحان الله) وقتي از سربالايي بالا مي رود مي گويد: (الله أكبر) [ابوداود]
- هرگاه شب را دريافتند، بگويد: (يا أرض، ربي وربك الله، أعوذ بالله من شرِّك، وشر ما فيك، وشر ما خلق فيك، وشر ما يدب عليك، أعوذ بالله من 