د.»

طلب دعاء از انسان هاي صالح: 

انسان مسلمان از برادران خود مي خواهد تا برايش دعا کنند، بويژه از افراد صالح و درستکار. از حضرت عمر بن خطاب -رضي الله عنه- روايت است که: از پيامبر صلى الله عليه و سلم براي بجا آوردن عمره کسب اجازه نمودم، ايشان اجازه داد و فرمود: (أي أخي، أشركنا في دعائك ولا تنسَنا) يعني: « برادرکم ما را در دعاي خود شريک گردان و از دعايت فراموش مان مکن.» مي گويد: کلمه اي گفت که شاد نمي شوم، اگر در برابر آن به من دنيا داده شود. [ترمذي و ابن ماجه] 

دعاء براي گناه و بريدن خويشاوندي نباشد:

پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا يزال يستجاب للعبد ما لم يدْعُ بإثم أو قطيعة رحم) [مسلم] يعني: « هميشه براي بنده اجابت مي شود، تا به گناه و قطع صلهء رحم دعاء نکند، بشرطيکه شتاب و عجله ننمايد.»

ذكر خداوند، اطاعت از اوامر او و انجام عمل صالح: 

تقوى و اشتياق به انجام طاعات، و دور گشتن از معاصي و منكرات، و شتافتن بسوي توبه از جمله عواملي هستند که دعا را به قبول نزديک تر مي سازند. خداوند متعال مي فرمايد: {إنما يتقبل الله من المتقين} [مائدة: 27] يعني: « خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.»

از خداوند سبحان روايت شده که در يک حديث قدسي مي فرمايد: (من شغله القرآن وذكري عن مسألتي أعطيته أفضل ما أعطي السائلين) [ترمذي] يعني: «کسي که خواندن قرآن او را از دعا و درخواست از من باز دارد، بهتر از آنچه به دعا کنندگان مي دهم به او عطا مي کنم.»

کوشش در کسب به رزق و روزي حلال:

پيامبر اکرم صلى الله عليه و سلم فرموده اند: (أيها الناس، إن الله طيب لا يقبل إلا طيبًا، وإن الله أمر المؤمنين بما أمر به المرسلين، فقال: {يا أيها الرسل كلوا من الطيبات واعملوا صالحًا إني بما تعملون عليم} [مؤمنون: 51] وقال تعالى: {يا أيها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم} [بقرة: 172] ثم ذكر الرجلَ يطيل السفر؛ أشعث أغبر (طويل الشعر، غير نظيف الوجه) يمد يديه إلى السماء: يا رب..يا رب، ومطعمه حرام، ومشربه حرام، وملبسه حرام وغُذِّي بالحرام، فأني (فكيف) يستجاب لذلك) [مسلم] يعني: «اي مردم خداوند تعالي پاکيزه است و بجز پاکيزه را نمي پذيرد و خداوند مؤمنان را مانند فرستادگانش مأمور ساخته است.

خداوند تعالي فرمود: اي مؤمنان بخوريد وبنوشيد از چيزهاي پاکيزه که بشما روزي داده ايم.
باز مردي را ياد نمود که سفرش را دراز نموده غبار آلوده و پراکنده موي است و دستهايش را به آسمان بلند کرده مي گويد: پروردگارم، پروردگارم، در حاليکه خوردني اش حرام و آشاميدني اش حرام بوده و پوشيدني اش حرام بوده و به حرام تغذيه شده است، پس چگونه دعاي همچو شخصي پذيرفته مي شود.»

از ابراهيم ادهم -رحمه الله- پرسيدند: ما را چه شده که هرچه دعا مي کنيم اجابت نمي شود؟
گفت: چون قلب هاي شما بخاطر ده چيز مرده است: 1. خدا را شناختيد و فرمانش نبرديد. 2. پيامبر را شناختيد و از سنت او پيروي ننموديد. 3. قرآن را شناختيد و به آن عمل نکرديد. 4. از نعمت هاي خداوند خورديد و شکر آن بجاي نياورديد. 5. بهشت را شناختيد و در جستجويش نيافتاديد. 6. دوزخ را شناختيد و از آن نگريختيد. 7. شيطان را شناختيد و با او مبارزه نکرديد. 8. مرگ را شناختيد و براي آن آمادگي حاصل ننموديد. 9. مردگانتان را بخاک سپرديد و از آن عبرت نگرفتيد. 10. از خواب برخاستيد و در عيب هاي ديگران سرگرم شده و عيب هاي خود را وانهاديد. 

مترجم: مسعود
مصدر: سايت نوار اسلام
IslamTape.Comروزي پيامبر صلى الله عليه وسلم از کنار جمعي از اصحاب رد مي شد، به آنها فرمود: (ما أجلسكم؟) يعني: «براي چه منظوري نشسته ايد؟» گفتند: نشسته ايم تا خداوند را ذکر نموده و بخاطر هدايت ما به دين اسلام و منت هايي که بر ما نهاده است او را سپاس بگوييم. رسول خدا صلى الله عليه و سلم فرود: (الله ما أجلسكم إلا ذلك؟) يعني: «به خداوند قسم مي خوريد که جز آن براي چيزي ديگر ننشسته ايد؟» گفتند: سوگند به خدا که جز آن براي چيز ديگري ننشسته ايم. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (أما إني لم أستحلفكم تهمة لكم، ولكنه أتاني جبريل فأخبرني أن الله- عز وجل- يباهي بكم الملائكة) يعني: «بدانيد که من براي آن شما را قسم ندادم که به شما بدگمان بوده ام. بلکه جبرئيل نزد من آمد و مرا آگاه ساخت که خداوند عزوجل بخاطر شما بر ملائکه مباهات مي‌کند.» [مسلم].
 پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است: (إن لله -تبارك وتعالى- ملائكة سيَّارة فُضُلاً (أي: مخصصون لمجالس الذكر) يَتَّبعون مجالس الذكر (أي يبحثون عنها) فإذا وجدوا مجلسًا فيه ذِكْرٌ قعدوا معهم، وحفَّ بعضهم بعضًا بأجنحتهم حتى يملئوا ما بينهم وبين السماء الدنيا، فإذا تفرَّقوا عرجوا وصعدوا إلى السماء، فيسألهم الله -عز وجل- وهو أعلم بهم: من أين جئتم؟ فيقولون: جئنا من عند عباد لك في الأرض، يسبِّحونك، ويكبِّرونك، ويهللونك، ويحمدونك، ويسألونك، قال: وماذا يسألوني؟ قالوا: يسألونك جنتك. قال: وهل رَأَوْا جنتي؟ قالوا: لا، أي رب. قال: فكيف لو رأوا جنتي؟
قالوا: ويستجيرونك، قال: ومم يستجيروني؟ قالوا: من نارك يا رب. قال: وهل رأوا ناري؟ قالوا: لا. قال: فكيف لو رأوا ناري؟
قالوا: ويستغفرونك. فيقول: قد غفرتُ لهم فأعطيتُهم ما سألوا وأجرْتُهم مما استجاروا. فيقولون: رب، فيهم فلانٌ عبدٌ خطَّاء، إنما مَرَّ فجلس معهم! فيقول: وله غفرتُ. هم القوم لا يشقى بهم جليسهم) [مسلم] 
يعني: «براي خداوند فرشتگاني است که در راهها در پي اهل ذکر مي گردند و چون گروهي را بيابند که به ذکر خدا مشغول هستند، همديگر را صدا مي کنند که بشتابيد به آنچه که نيازمند بوديد و آنها را به بالهاي خود تا آسمان دنيا بدرقه مي کنند و پروردگار شان از آنها سؤال مي کند در حاليکه داناتر است: بندگانم چه مي گويند؟ 
فرمود: فرشتگان مي گويند: تسبيح و تکبير و حمد ترا گويند و ترا به بزرگي ياد کنند. 
مي فرمايد: آيا مرا ديده اند؟
مي گويند: نه، والله ترا نديده اند.
مي فرمايد: چگونه است، اگر مرا ببينند؟
مي گويند: اگر ترا ديده بودند، بيشتر برايت عبادت نموده و فزونتر ترا به بزرگي ياد نموده زياد تسبيح ترا مي گفتند.
باز مي فرمايد: چه مي خواهند؟
فرمود: مي گويند: از تو بهشت مي خواهند.
فرمود: مي فرمايد: آيا آنرا ديده اند؟
فرمود: مي گويند: خير، والله يا رب آن را نديده اند.
فرمود: مي  فرمايد: چگونه است اگر آن را ببينند؟
فرمود: مي گويند: اگر آنرا ديده بودند، بيشتر بدان حرص ورزيده و بيشتر بدان ميل نموده و سخت تر در پي بدست آوردن آن تلاش مي کردند.
فرمود: از چه پناه مي جستند؟
فرمود: مي گويند: از دوزخ پناه مي جويند.
فرمود: مي فرمايد: آيا آن را ديده اند؟
فرمود: مي گويند: اگر آن را ببينند از آن بيشتر ترسيده و فرار مي نمايند.
فرمود: پس مي فرمايد: پس من شما را شاهد مي گيرم که براي شان آمرزيدم. 
فرمود: فرشته اي از فرشتگان مي گويد: در ايشان فلاني است که از آنها نيست و براي ضرورتي آمده.
فرمود: آنها همنشينان اند و همنشين شان به ايشان بدبخت نمي شود.»

ذکر يعني آنچه که ا