 من الأخبار الكثيرة السابقة في بحث الأرباح... إباحة الخمس (مطلقاً) للشيعة)). آنگاه احاديث تحليل اشاره مي‌کند و آنها را صحيح مي‌شمار سپس بطرح اشکالات وارده مي‌پردازد و از همه آنها جواب مي‌گويد. طالبين تفصيل به آن کتاب مراجعه فرمايند.

الهوامش
 (45) سيدمرتضي در رساله‌المحکم والمتشابه (ص 59) از اميرالمؤمنين روايت کرده است که فرمود: ثم إن للقائم بأمور المسلمين بعد ذلک‌ الأنفال‌ التي کانت لرسول ‌الله (ص).بر مطالعه‌کنندگان حقيقت‌جو و حق‌شناس که با دقت و انصاف اين اوراق را مطالعه کرده‌اند معلوم شده‌است که: خمسي که اکنون بين شيعه و فقهاي آن معمول است بطوريکه خمس تقريباً تمام اشياء را منحصر بامام غائب و فرزندان هاشم مي‌دانند هيچگاه در زمان مسلمانان از زمان رسول خدا(ص) و ائمه هدي(ع) معمول نبوده و کتاب و سنت از آن بي‌خبر است و احاديث ضعيفي هم‌چنانکه گذشت آنرا فقط براي امام معصوم اثبات مي‌کند و ائمه معصومين(ع) هم طبق همان احاديث بلکه بهتر و بيشتر بحدِّ تواتر يا استفاضه به شيعيان بخشيده‌اند. 

حال، انگيزة آن چه بوده که به اين صورت درآمده‌است؟ و نتيجه آن با اين کيفيت چيست؟ و اينکه امروزه از همين ممر با اينکه اکثر مردم از پرداخت آن تن مي‌زنند پولهاي کلان و بودجه‌هاي سنگين براي چه اموري تهيه و مصرف مي‌شود؟ چنانچه خالي از هر گونه حب و بغضي اين کتاب را مطالعه فرموده باشيد به آن انگيزه پي برده ايد: ﴿ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ﴾ (الحشر:2). 

آنچه باعث شد که ما زحمت تتبع و تحقيق و نگارش و تأليف را در اين خصوص بر خود هموار کنيم و بسا که با اين عمل خود را در معرض بغض و عداوت و نفرت و تهمت افراد و اشخاص بسياري قرار دهيم و خداي را شاهد مي‌گيريم ﴿وكَفَى بِاللهِ شَهِيدًا﴾ (الرعد:43) فقط رفع اين تهمت و دفع ضربت اين نسبت بصاحب شريعت بود، که پيغمبر بزرگوار اسلام را که صرفنظر از جنبة پيغمبري، فرزانه‌ترين فرد بشر و غمخوارترين شخص نوع انسان نسبت به جامعه انساني است، متهم شود که فرزند زادگان دختر خود، و ساير خويشاوندان دور و نزديک خويش را اختصاص و امتياز بحقوقي داده‌است که از حيث ماده و مدت عزيزتر و پرمايه‌تر و طولاني‌تر و با دوام‌تر حقي است که هيچيک از سلاطين جبار و پادشاهان نامدار صرفنظر از پيغمبران بزرگوار براي فرزندان خود چنين عطيه‌اي پيش‌بيني نکرده‌اند بطوري‌که يک پنجم ثروت روي زمين اختصاص بيک دسته از مردمي دارد که يکصد هزارم جمعيت روي زمين نيستند، که اگر واقعاً روزي صورت عمل بخود گيرد بهر سيدي روزانه بيش از هزار بلکه چند هزار تومان مي‌بايد داد! در حالي‌که نصف ديگر آن بلاصاحب بوده و بفتواي فقهاي شيعه (آن فقهائي‌که پرداختش را واجب مي‌دانند) بايد آنرا در زير زمين دفن کرد و يا در بيابانها بصورت گنج پنهان کرد تا روزي که امام غائب ظاهر شود و آنرا تصرف کند! و يا بطور وديعه به اشخاص موثق سپرده شود تا بعد از هزاران سال آنرا بصاحب‌الزمان برسانند. و يا اينکه آنرا برده در دريا افکنند و اخيراً و اخيراً بصورتي در آمده که بفرمودة کاشف‌الغطاء چون مال کافر حربي به يغما برند! 

در مقابل آن، زکاتي را براي فقير غير سيد در سال بيش از ده الي پانزده تومان(47) مي‌رسد چنانکه در کتاب زكات اين مدعي اثبات شده‌است.

آيا اين کيفيت خود مؤثرترين تهمت بر نفس پيغمبر و قاطع‌ترين ضربت بر پيکر اسلام نيست؟ بايد اقرار کنيم که ما خود قبل از تحقيق از اين وضع غيرعادلانه بلکه ظالمانه تعجب کرده و از اين تصور آسمان و ريسمان نامنصفانه بسي رنج مي‌برديم تا بحمد الله و حسن توفيقات در اثر تتبع و تحقيق و هدايت و توفيق الهي به نتيجه‌اي که ملاحظه مي‌فرمائيد رسيديم. وَالحَمْدُ لِـلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا.

اينک اين کتاب را در نهايت احترام و ادب به پيشگاه افکار ارباب انصاف از اولي‌الالباب تقديم کرده و از دانشمندان منصف و خداپرست خواهانيم که آنرا خالي از هرگونه تعصب و عناد مورد مطالعه و مداقه قرار دهند و اگر ما را در اين طريق در صواب و توفيق يافتند بدانند که اين فضلي بوده‌است از جانب خدا. «ذَلِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ» زيرا آن روزي که ما تصميم بتأليف اين مختصر گرفتيم هرگز اين موفقيت را منتظر نبوديم. 

و اگر در آن خطا و اشتباهي است خداي بزرگ شاهد است که عمداً راه خطا را نپوئيده‌ايم بلکه همواره از پروردگار متعال با تضرع و ابتهال هدايت و توفيق در اينمورد و در تمام موارد طلب و سؤال کرده‌ايم يقين داشته و داريم که انه مجيب‌الدعاء.

و چنانچه خطا و اشتباهي در اين مطلب رخ دهد عجب نيست زيرا راهي است که کمتر کسي پيموده و وادي غريب و پرخطريست که بندرت در آن قدم نهاده‌اند، بلکه تا آنجا که سراغ داريم تاکنون هيچکس بچنين عملي اقدام نکرده است! و خود همين کيفيت موجب بسي شگفتي است که با اين که در هر روزي در دنياي اسلام لااقل دهها کتاب در پيراون مطالب ديني نگاشته و چاپ و منتشر مي‌شود چرا مطلبي بدين مهمي را از نظر دور داشته‌اند؟ در حالي که تحقيق در اين مطالب از هر مطلب و موضوعي لازم‌تر و واجب‌تر است. زيرا رابطه مستقيم با حقيقت دين دارد. و حقانيت هر دين از احکام و قوانين آن معلوم مي‌شود.

امروزه دنياي پريشان و جامعه سرگردان، در جستجوي يک مرام اقتصادي است و نصف مردم دنيا پيرو مسلک کمونيستي شده‌اند از آن جهت که در آن مسلک شوم به مسئله اقتصاد بظاهر توجه بيشتري شده‌است. و به ادعاي طرفدارانش حقوق کارگر و رنجبر تأمين شده‌است. و بيکارگي و مفتخواري در آن نيست. و مي‌توان با آن بلاي فقر و فلاکت را از ميان برد. آيا خجالت ندارد که دين مبين اسلام که ما مسلمانان مدعي هستيم که آن از جانب خالق عالم و آفريدگار بني‌آدم است. اين گونه معرفي کنيم که زکاتش چنان و خمسش چنين است؟! و پيش‌بيني اقتصاديش براي فقرا و مصالح اجتماعي اين!!؟ در حالي‌که با مختصر مطالعه کتاب خدا و بررسي سنت و سيره رسول‌الله(ص) و دقت در رفتار مسلمين صدر اول و اصحاب که ممدوح کتابند درست عکس اين قضيه معلوم و مشهود است.

از همه اينها گذشته اگر ما چون کبک سر بزير برف برده و چشم دريده جهانيان را که در جستجوي عيب و نقص آئين و دين ما هست نديده بگيريم و بهمين ذلت و نکبت بسر بريم و مصداق کامل: کل حزب بما لديهم فرحون، باشيم... باري در فرداي قيامت روز فزع اکبر و در پيشگاه خداوند و داور حضور پيغمبر جواب خدا و رسولش را چه خواهيم گفت آن ساعت هولناکي که رسول خدا(ص) خشمناک و در حال خصومت در آن صحراي پر وحشت فرياد برآورد چنانکه قرآن مجيد از آن خبر مي‌دهد: ﴿وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآَنَ مَهْجُورًا﴾ [الفرقان/30] چه خواهيم کرد؟

انگيزة ما در اين عمل فقط اين انديشه بوده‌است و اميدواريم که در نزد خدا مأجور باشيم. ان ربنا لغفور شکور. زيرا بقدر مقدور در جستجوي حقيقت و طلب حق، سعي و کوشش خود را بکا