قراءة، ص 143. این تأثیر را می‌توان در دو مرحله خلاصه کرد: 
1- جمع‌آوری قرائت‌هایی که معیارهای سه‌گانه را در بر دارند. 
2- جمع‌آوری قرائت‌هایی که یکی از معیارها در آن دچار اشکال شده است. 
مرحلة نخست: اما مرحلة نخست را می‌توان در این ترتیب تاریخی که با اولین کتاب نوشته شده در باب قرائت‌های صحیح، با تفاوت در درجات صحت آن، آغاز می‌شود، خلاصه کرد. 
حرکت تألیف قرائت‌ها در خاور زمین به ترتیب زیر بوده است: 
1- کتاب القراءات از ابوعبید قاسم‌بن سلام (درگذشته به سال 224 ه‍. ق.) که قرائت‌های بیست و پنج قاری را در کنار قرائت‌های قاریان هفتگانه گرد آورده است. 
2- کتاب القراءات الخمسة، از احمدبن جبیر بن محمد کوفی (درگذشته به سال 258 ه‍. ق.)؛ مقیم انطاکیه که از هر شهر یک قاری را آورده است. 
3- کتاب القراءات از قاضی اسماعیل بن اسحاق مالکی (درگذشته به سال 282 ه‍. ق.) همراه و صاحب قالون [یکی از دو راوی نافع] که قرائت بیست نفر پیشوای قرائت‌ها، از جمله قاریان هفتگانه را آورده است. 
4- الجامع فی القراءات از ابو جعفر محمدبن جریر طبری (درگذشته به سال 310 ه‍. ق.) که بیست و اندی قرائت را در آن آورده است. 
5- کتاب القراءات، از ابوبکر محمدبن احمدبن عمر داجونی (درگذشته به سال 324 ه‍. ق.) که قرائت ابوجعفر را به قرائت‌های گردآوری طبری ضمیمه کرده است. 
6-  قراءات السبعة از ابوبکر احمدبن موسی بن عباس بن مجاهد (درگذشته به سال 324 ه‍. ق.) وی اولین کسی است که فقط به قرائت‌های هفتگانة مشهور بسنده کرده است. 
7- کتابی در قرائات، از ابوبکر احمد بن نصر شذائی (درگذشته به سال 370 ه‍. ق.) 
8- الشامل و الغایة فی قراءات العشرة از ابوبکر احمدبن حسین بن مهران (درگذشته به سال 381 ه‍. ق.). 
9- المنتهی از ابوالفضل محمدبن جعفری خزاعی (درگذشته به سال 408 ه‍. ق.) آنچه را که قبل از او جمع‌آوری نشده بود، گرد آورد. 
سپس حرکت تألیف قرائت‌ها در اواخر سدة چهارم به سرزمین اندلس و مغرب منتقل شد و برخی از اهل اندلس و مغرب که قرائت‌ها را روایت می‌کردند به مصر هجرت کردند و به ترتیب زیر قرائت‌ها را وارد اندلس و مغرب کردند: 
1- الروضة از ابوعمر احمدبن محمد بن عبدالله طلمنکی (درگذشته به سال 429 ه‍. ق.) وی نخستین کسی است که قرائت‌ها را به اندلس وارد کرد. 
2- التبصرة و الکشف از مکی بن ابیطالب حموش القیسی (درگذشته به سال 437 ه‍. ق.). 
3- التیسیر وجامع البیان از حافظ ابوعمرو عثمان بن سعید دانی. در کتاب وی جامع البیان فی قراءات السبعة، بیش از پانصد روایت و طرق از قاریان هفتگانه آمده است(1) . ملاحظه می‌شود که در میان این مصنفین کسانی پیش از ابن مجاهد بوده‌اند. قرائت‌هایی را که اینان جمع‌آوری کرده بودند، طبق معیار قرائی خود صحیح شمرده می‌شد که، قبل از شهرت قرائت‌های سبعة ابن مجاهد، قرائت‌های دیگر را شاذ تلقی می‌کردند. 
مرحلة دوم: تا آن تاریخ، تلاش قاریان در به دست دادن قرائت‌های شاذ نبوده است بلکه صرفاً به روایت قرائت‌های هفتگانه‌ای مشغول بوده‌اند که ابن مجاهد از میان طرق فراون قاریان هفتگانه، آن را برگزیده بود چنان که این طرق در کتاب التیسیر دانی نمایان است. توجه به این قرائت‌های هفتگانه که در نظر همگان بهترین روایت‌ها از مجموعه روایات صحیح قرائتی بود در گردآوری قرائت‌های شاذ تأثیر گذاشت. 
با وجود این ظاهراً حرکت ثبت قرائت‌های شاذ در تألیفات قرائت‌های صحیح آغاز شده بود که به طور خاص در بر دارندة قرائت‌های شاذ نبوده‌اند، مثل کتاب ابوعبیده قاسم‌بن سلام به نظر ما، اولین تألیفاتی که به روایت‌های شاذ اختصاص دارند، کتاب قطرب، محمد بن مستنیر (درگذشته به سال 206 ه‍. ق.) به نام «معانی القرآن»(2)  و به کتاب معاصر وی، ابو زکریا فراء (درگذشته به سال 207 ه‍. ق.) به همین نام، معانی القرآن(3) ، باز می‌گردد. بعد از این دو ابو حاتم سهل بن محمد بن عثمان سجستانی (درگذشته به سال 248 ه‍. ق.) کتاب خود دربارة «اختلاف المصاحف» را می‌نگارد. ابن جنی دربارة این کتاب و کتاب قطرب می‌گوید: «همچنین در کتاب ابوعلی محمدبن مستنیر از قرائت‌های شواذ بسیار روایت شده است. با وجود این، کتاب ابوحاتم از کتاب قطرب، جامع‌تر است چون تنها به ذکر قرائت‌ها پرداخته و از تطویل و تعلیل و استشهادهایی که قطرب در آن در غلتیده و به کنه آن نرسیده خالی است(4) . 
صاحب کشف الظنون، [حاجی خلیفه]، به «کتاب الشواذ» از ابوالعباس احمدبن یحیی معروف به ثعلب نحوی (درگذشته به سال 291 ه‍. ق.) اشاره نموده و بر این ظن غالب رفته که دربارة قرائت‌های شاذ می‌باشد، چون همان‌گونه که حاجی خلیفه در همین جا آورده این کتاب به رساله جعبری، ابراهیم بن عمر (درگذشته به سال 732 ه‍. ق.)(5)  (که در ذی‌القعده سال 718 ه‍. ق. نوشته است، ضمیمه بوده است). جعبری در این رساله شیوة گروهی از قاریان را رد کرده است که احرف سبعه آمده در صحیح [بخاری] را به روایتی قرائتی محدود کرده‌اند و با تمسک به قرائت‌های هفتگانة ابن مجاهد، بقیة آن را شاذ به حساب آورده‌اند [فتح الباری، ج 9، صص 39-41، دارالسلام ـ دارالفیحاء]. شبهه اینان به پیشوایان زبان عربی هم سرایت کرد به طوری که ابوعلی فارسی کتاب «الحجة» را در تبیین قرائت‌های شواذ یعنی قرائت‌های خارج از «احرف سبعه» نوشت و مردم هم از او تبعیت کردند، به حدی که گویی گفته شده، واجبی آشکار است(6) . 
با پایان یافتن قرن سوم، در قرن چهارم ابواسحاق ابراهیم بن سری زجاج (درگذشته به سال 310 ه‍. ق.) با کتاب «معانی القرآن» را می‌یابیم که یکی از منابع مورد استفادة ابن جنی در کتاب «المحتسب» می‌باشد(7) . 
بعد از او، حافظ ابوبکر عبدالله بن ابوداود سلیمان بن اشعث سجستانی (درگذشته به سال 316 ه‍. ق.) با کتاب «المصاحف»(8)  می‌آید. 
بعد از آن، ابوبکر احمدبن موسی بن مجاهد (درگذشته به سال 324 ه‍. ق.) با کتابی در باب قرائت‌های شاذ می‌آید(9) . 
ابن جنی [در مقام دفاع از شواذ] دربارة او می‌گوید: «این کتاب نوشتة ابن مجاهد است که همگان از آن متأثر گشته‌اند. وی در این کتاب، بسیاری از شواذ را ثبت کرده که نه روایتی از آن داشته و نه توجیهی». نولدکه خاورشناس آلمانی می‌گوید: «در حقیقت، شروع مراجع قرائت‌های شاذ، از مردی [ابن مجاهد] آغاز می‌شود که نظام قرائت‌های مشهور هفتگانه را بنا نهاد و در کنار «کتاب السبعه» کتاب دیگری به نام «کتاب الشواذ» نوشت که از بین رفته است»(10) . کتاب الشواذ، کتابی است که ابن جنی در تألیف «المحتسب» آن را مبنای کار خود قرار داده و جوهرة کتاب خود را از آن گرفته است. ابن جنی این کتاب را در دفاع از شواذ به سبک کتاب استادش، ابو علی فارسی (درگذشته به سال 377 ه‍. ق.) نوشته است. فارسی کتاب خود را به این منظور وضع کرده تا وجوه قرائت‌های قاریان را بیان داشته و به وجوه قرائت‌های کسانی بپردازد که نامشان در کتاب ابوبکر احمدبن موسی بن عباس بن مجاهد، ثبت شده است(11) . 
بعد از ابن مجاهد، حسین‌بن خالویه با کتاب «البدیع» می‌آید(12)  که مختصری ا