 آن نزد ما موجود است و در باب قرائت‌های شاذ می‌باشد. ملاحظه می‌شود که ابن خالویه شاگرد ابن مجاهد است(13) . 
بعد از ابن خالویه، ابن جنی (درگذشته به سال 392 ه‍. ق.) کتاب «المحتسب فی تبیین وجوه شواذ القراءات والإیضاح عنها» را نوشت و با این کتاب، قرن چهارم به پایان می‌رسد. 
در قرن پنجم، حرکت تألیف و نگارش قرائت‌ها، همکاری و مشارکت دانشمندان مغرب و اندلس را ثبت نموده است که در رأس آنها ابوعمرو عثمان بن سعید دانی (درگذشته به سال 444 ه‍. ق.) با کتاب «المحتوی فی القراءات الشواذ» قرار دارد»(14) . 
در همین دوره، ابو علی حسن‌بن علی‌بن ابراهیم اهوازی مصری (درگذشته به سال 446 ه‍. ق.) با دو کتاب «الموضح»(15)  و «الاقناع»(16)  می‌آید. 
وی کتاب دیگری دارد که در آن به بررسی و علاج بین قرائت‌های صحیح و شاذ به نام «جامع المشهور والشاذ» پرداخته است(17) . 
همچنین در همین دوره، ابوالفضل رازی (درگذشه به سال 454 ه‍. ق.)کتاب خود دربارة شواذ به نام «اللوامح» را نوشت(18) . 
نیز ابوالقاسم یوسف بن علی بن جباره هذلی (درگذشته به سال 465 ه‍. ق.) کتاب ارزشمند خود، «الکامل فی القراءات» را نوشت(19) . مثل بیشتر این کتاب‌ها گمان می‌رفت که این کتاب هم از بین رفته باشد ولی اخیراً نسخه‌ای از آن در رواق المغاربه در الازهر به شمارة (369 مغاربه) پیدا شده است که در سال 514 هجری قمری، یعنی تقریباً پنجاه سال بعد از وفات مؤلف آن (هذلی) نوشته شده است. لذا گمان می‌بریم که این نسخه از روی نسخة مؤلف استنساخ شده باشد. این نسخه در چهارده بخش و در یک مجلد است که ابتدای آن در بحث «فضایل القرآن» اندکی نقص دارد. نسخه‌ای دیگر از این کتاب در هیچ جای یافت نمی‌شود چنان که فهرست‌های دارالکتب یا مرکز نسخه‌های خطی و یا بروکلمان هیچ اشاره‌ای به آن نکرده‌اند. شیخ عامر السید عثمان بزرگواری نمود و نسخه‌ای از آن را که به خط خودش، استنساخ کرده بود به ما امانت داد. 
صاحب کشف الظنون می‌گوید: «وی [هذلی] در این کتاب پنجاه قرائت از ائمة قرائات را از هزار و چهارصد و پنجاه و نه طریق گرد آورده است»(20) . این عبارت نیز عیناً از ابن جزری آمده است(21) . و گمان می‌کنم که کشف الظنون از ابن جزری نقل کرده باشد چون در این کتاب چیزی مخالف با آن وجود دارد، زیرا هذلی در پایان «کتاب الأسانید» این‌گونه‌ آورده است: «آنچه گذشت، قرائات سبعه و قاریان آنها و اختیارات قرائتی دانشمندان نقاط مختلف بود. سپس این قرائت‌ها را دنبال کرده و اختیاری قرائتی مطابق با اختیار پیشینیان با نگاه به قواعد عربی، فقه، کلام، قرائات و تفاسیر، سنن و معانی، انتخاب کردم. امید دارم که به یاری و توفیق خداوند مفید باشد. طرق قرائتی کوفیان، چهارصد و شصت طریق است که از کسایی و دو راوی وی [اللیث ـ ابوعمرو الدوری] اندک است. تمام طرق قرائتی از شهرهای مختلف، پنج هزار و چهارصد و پنجاه و نه طریق می‌باشد»(22) . 
سال‌ها بعد از هذلی، ابومعشر عبدالکریم طبری (درگذشته به سال 478 ه‍. ق.) می‌آید که کتاب «شوق العروس»(23)  در قرائت‌های شاذ را نوشته است. بدین ترتیب با این کتاب سدة پنجم به پایان می‌رسد. 
در قرن ششم، ابومحمد عبدالله‌بن علی‌بن بیر معروف به سبط الخیاط البغدادی (درگذشته به سال 541 ه‍. ق.) کتاب «المبهج» را نوشت(24) . 
در مراجع شواذ کتابی به نام «الغایه» آمده که نام سه کتاب است که در قرائت‌های ده‌گانه نوشته شده است. یکی از آنها از احمدبن حسین بن مهران (درگذشته به سال 381 ه‍. ق.) و از نوشته‌های قرن چهارم می‌باشد(25) . 
دومی از ابوجعفر احمدبن علیب مقری معروف به ابن باذش (درگذشته به سال 540 ه‍. ق.) است که به شیوة ابن مهران تألیف کرده است(26) . 
و سومی از حافظ، حسن‌بن احمد بن سهل، ابوالعلاء همدانی (درگذشته به سال 569 ه‍. ق.) است(27) . با تمام اینها ارزش این سه کتاب را از مراجع شواذ، درنیافتیم. 
در قرن ششم غیر از این کتاب، چیزی دیگر نیافتیم. همچنین در درالکتب، نسخه‌ای خطی به نام «شرح الغاية فی القراءات العشر وعللها» از ابوالحسن علی‌بن محمد فارسی به شمارة (344 تیمور) یافت شده است(28) . 
در قرن هفتم، ابوالبقاء عکبری (درگذشته به سال 616 ه‍. ق.) را می‌بینیم که کتاب «اعراب القراءات الشاذ» را می‌نویسد(29) . این کتاب در دارالکتب به شمارة (1199 تفسیر) موجود است. 
بعد از او ابوالقاسم عیسی بن عبدالعزیز اسکندری (درگذشته به سال 629 ه‍. ق.) با کتاب «الجامع الأکبر والبحر الأزخر» است. ابن جزری دربارة این کتاب، می‌گوید: «در بر دارندة هفت هزار روایت و طرق قرائتی است»(30) . 
«بدون شک این کتاب پر حجم‌ترین کتاب در باب قرائات است اما ابن جزری بر او ایراد گرفته که خلط مبحث زیاد کرده و بزرگانی را آورده که شناخته شده نیستند و سندهایی را ذکر کرده که ضعیف هستند از این رو تضعیف شده و به دروغ متهم گشته است»(31) . 
چنان که ابن جزری، نقد تند ذهبی و ابوحیان به او را متعرض شده است(32) . 
ابن جزری در شرح حال وی را چنین پایان داده است: «خلاصة این که با کتاب او به نام «الجامع الاکبر» در این فن نظیر ندارد چون وی از قرائت‌ها (چه کم و چه زیاد) چیزی را فرونگذاشته است مگر اندکی و هر کس که آن کتاب را ببیند، تعجب خواهد کرد»(33) . 
در همین دوره، عبدالرحمان صفراوی (درگذشته به سال 636 ه‍. ق.) کتاب «تقریب البیان» را می‌نویسد. بخشی از آن در اسکوریال به شمارة (1337) موجود است(34) . 
نولدکه به کتاب دیگری به نام «قرة عین القراء» از ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن علی قواسی مرندی اشاره می‌کند. وی شاگرد ابوالعلاء عطار (درگذشته به سال 569 ه‍. ق.) است. نسخة خطی وی در اسکوریال به شمارة (1337  ) موجود است. نولدکه دربارة آن و کتاب عکبری می‌گوید: «در این دو کتاب، مطالب بیشتری از دو کتاب چاپ شده توسط برگشتراسر (المحتسب و مختصر البدیع ابن خالویه) وجود دارد. همچنین نولدکه یادآور شده که در این کتاب (قرة‌ عین القراء) به کتاب‌های غیر مشهور دیگر اشارتی رفته است. از جمله «المنتهی» از محمدبن حسن آبندار قلانسی (درگذشته به سال 521 ه‍. ق.) و «الکافی» از علی‌بن حسین طریثیثی، شاگرد الأهوازی، و «المنهاج» از ابوعمربن ظفر(35) . همچنین در نسخة خطی کرمانی (شواذ القراءة واختلاف المصاحف) می‌بینیم که به کتاب‌هایی اشاره دارد که کرمانی به آنها ارجاع داده است و یادآور شده که روایت‌هایش را از این کتب با تلاوت، سماع و اجازه استخراج کرده است. این کتاب‌ها عبارتند از: 
1- کتاب الشواذ از ابوعلی حسن بخاری. 
2- مفردات از ابن ابی‌علیه. 
3- کتاب الغرائب فی شواذ القرآن از ابوحفص عمربن محمد بن احمد بن اشعث خباری(36) . تلاش ما برای دستیابی به چیزی پیرامون این سه کتاب، بی‌نیتجه ماند. 
آخرین کتاب از نوشته‌های شاذ به نظر ما، کتاب کرمانی است که در مقدمه از آن سخن گفتیم با این همه، نمی‌توان سخن در منابع شواذ را به پایان برد ولی به نقش مفسران در ثبت قرائت‌های شاذ اشاره نکرد در صدر این عنوان، زمخشری (درگذشته به سال 538 ه‍. ق.)(37)  در «الکشاف عن حقائق غوامض 