نموده اند اظهار سپاس و قدرداني کنم. از جمله خدمات محترم دکتر محمد اسماعيل لبيب که پيش نويس اين رساله  را با دقت تام مطالعه کرده و پيشنهادات مفيدی ارائه داشتند، قابل تقدير است؛ همچنان دوست عزيز ما آقاي فضل الرحمن فاضل که با وجود مصروفيت های فراوان شان گوشۀ از وقت گرانبهای شان تخصيص مراجعه و اصلاح اين رساله دادند، از ايشان خيلی متشکرم، و از هردو برادرانم : محترم مستعين بالله و محترم متوکل علي الله که با پيش نهادات مفيد و سودمند شان در ترتيب و نگارش اين رساله مرا مستفيد نمودند متشکر و سپاسگذارم، همچنان از همه برادران و دوستاني که در طبع و نشر اين رساله با من همکار نموده اند قدر داني نموده و اميدوارم که خداوند اين خدمت شان را در ميزان حسنات شان بيفزايد.
12 ربيع الاول: 1425هق
معتصم بالله "اکرامي"در فصول گذشته توضيح گرديد که مسيحيت فاقد همه اي مقوماتي است که يک دين آسماني بايد واجد آن باشد، بويژه اينکه ادعاي جهاني بودن را داشته باشد:
1-	چون هر دو دين پيش از اسلام، يعني يهوديت و نصرانيت رسالت شان جهاني نبود، و موسي و عيسي إ پيامبراني بودند که فقط براي بني اسرائيل فرستاده شده بودند. عيسي (ع)  خود به صراحت بيان داشته است که او به سوي گوسفندان گمشدۀ خاندان اسرائيل فرستاده شده است.
2-	يهوديت، بيشتر گرايش مادي دارد، و مسيحيت بيشتر گرايش روحي دارد، لذا جهان نياز به ديني داشت که جانب روحي و مادي هردو را در نظر بگيرد.
3-	دين جهاني بايد برنامه ای همه گير از جانب الله داشته باشد، که از هر نوع تحريف و تبديل سالم باشد، و هر دو: يهوديت و نصرانيت فاقد چنين برنامه اند.
4-	دين جهاني بايد از هرگونه تحريف و تبديل سالم بوده باشد، و اما يهوديت و نصرانيت در هر خم و پيچ تاريخ دستخوش تحريف و تبديل زيادي شده اند.
5-	تعاليم دين جهاني بايد در تعارض با عقل سليم نباشد، اما در مسيحيت موارد زيادي هست که در آن شير، سياه معرفي شده است.
دين جهاني بايد دچار توهم پرستي و خيال بافي و خيال پردازي نگرديده باشد، ولي يهوديت و مسيحيت هردو سر تا پا مجموعه ای از توهمات و گمان هاي بي اساس، و کرباسي است که تار و پودش را خيال پردازي  کشيش هاي شکم پرست تشکيل مي دهد.
و يگانه ديني که واجد همه ويژگيها و ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي و همه خوبيهاي فراگير باشد تنها اسلام عزيز است، و آن بنا برچندين وجه: 
1- عموميت رسالت محمد ص، پيامبر گرامي اسلام هيچگه نگفته است که او تنها پيامبر عرب است، بلکه او همواره با الفاظ بسيار روشن بيان داشته است که رسالت او براي نجات کافۀ بشريت است. چنانچه ايشان فرموده اند: «وَكَانَ النَّبِىُّ يُبْعَثُ إِلَى قَوْمِهِ خَاصَّةً ، وَبُعِثْتُ إِلَى النَّاسِ عَامَّةً»  (1).  «هر پيامبر تنها بسوي قومش مبعوث مي شد، و من به سوي همه بشريت فرستاده شده ام».
در مقام ديگري فرموده اند: «وَالَّذِى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لاَ يَسْمَعُ بِى أَحَدٌ مِنْ هَذِهِ الأُمَّةِ يَهُودِىٌّ وَلاَ نَصْرَانِىٌّ ثُمَّ يَمُوتُ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِالَّذِى أُرْسِلْتُ بِهِ إِلاَّ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ»(2). يعني: «سوگند به ذاتي که جانم در دست او است، هر که از اين امت به رسالت من آگاه شود – چه يهودي باشد و يا نصراني – سپس او در حالتي بميرد که به رسالت من ايمان ندارد، او از دوزخيان خواهد بود».
خدواند متعالي در مورد جهاني بودن رسالت محمد ص فرموده است: 
﴿قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْکُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ﴾  (الأعراف:  158).
ترجمه: «اي پيغمبر بگو: من فرستاده ای خدا به سوي جملگي شما هستم، خدائي که آسمانها و زمين از آن او است، جز او معبودي نيست، او است که مي‌ميراند و زنده مي‌گرداند، پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده اش، آن پيغمبر امي که ايمان به خدا و به سخنهايش دارد، از او پيروي کنيد تا هدايت يابيد».
در موضع ديگري ميفرمايد: 
﴿وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾ (سبأ: 28).
ترجمه: «ما تو را براي جملگي مردمان فرستاده ايم تا مژده رسان و بيم دهنده باشي، و ليکن اکثر مردم بي خبر اند».
در جاي ديگري خداوند اهل کتاب را دعوت مي دهد تا رسالت او را بپذيرند: 
﴿يَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَکُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءکُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾ (المائدة: 19).
ترجمه: «اي اهل کتاب! پيغمبر ما (محمد) به سوي شما آمده است و به دنبال انقطاع مدت زماني که ميان پيغمبران بوده است، بيان مي‌کند، تا اينکه نگوئيد: مژده دهنده و بيم دهنده اي به سوي ما نيامده است (هم اينک پيغمبر) مژده دهنده و بيم دهنده اي به سوي شما آمده است، و خداوند بر همه چيز توانا است».
اين چنين در قرآن آيات زيادي وجود دارد که بر جهاني بودن رسالت محمد ص دلالت مي کند، و اين يکي از ويژگيهايي است که اديان ديگر فاقد آن بوده است.
1-	قرآن برمانۀ جاويداني زندگي، و کتابي است که هر حرفش نويد بهار مي دهد، هميشه شاداب و تازه است، تکرار آن دلها را زندگي مي بخشد، و به ارواح سکون و آرامش ميدهد، آري چرا چنين نباشد و خداوند مي فرمايد:
2-	 ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴾  (الحجر: 9).
ترجمه:  «ما خود قرآن را فرستاده ايم و خود ما پاسدار آن مي باشيم».
و ميفرمايد: 
﴿لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَکِيمٍ حَمِيدٍ﴾  (فصلت: 42). 
ترجمه: «هيچگونه باطلي، از هيچ جهتي و نظري، متوجه قرآن نمي گردد. (چرا که) قرآن فرو فرستادۀ ذات با حکمت و ستوده شده است».
مقايسه ميان قرآن و تورات و انجيل مانند مقايسه ميان آفتاب و سيارات بي نور است و يا مانند مقايسه ميان نور ظلمت است، زيرا تورات و انجيل موجود با آنکه کتابهاي آسماني که بر موسي و عيسي إ نازل شده بودند، نيستند، با وجود آن اين دو کتاب همواره مورد تحريف و تبديل اند.
اما قرآن کريم کتابي است که از آغاز وحي و تا اين دم و بل تا روز رستاخيز از هرگونه تغيير، تحريف، و تبديل، کمي و يا فزوني همواره محفوظ بوده و ميباشد و خواهد بود. و اينکه تا اين لحظه در قرآن حتي در يک حرفش کدام تغيير و تبديلي نيامده است، حقيقتي است که يهوديان و مسيحيان نيز به آن معترف اند.
«هيري» يکي از مستشرقين مي گويد: «در ميان کتابهاي قديمي، قرآن تنها کتابي است که از هرگونه کمي و فزوني محفوظ مانده است».
«من پول» دانشمند ديگري ميگويد: «بزرگترين امتياز قرآن اي