دانست.
چون هنگاميکه لوي نهم به اسارت مسلمانان در آمد، او در زندان طرح جديد و خطرناکي را برنامه ريزي کرد، و هنگاميکه از قيد مسلمانان رها شد و به سرزمين خود عودت کرد، او با اين يقين برگشت نمود که از راه نبرد نميتوان بر مسلمانان پيروز آمد، زيرا تمسک شديد آنان بدين اسلام عامل عمده و اساسي در جهاد و فداکاري و دفاع شان از مقدسات ميباشد.
لذا راه ديگري را بايد در پيش گرفت که از طريق آن در سنگر اساسي آنان که همانا عقيده و تفکر اسلامي شان است، رخنه کرد. او به اين نظر بود که با تحريف عقيده و تفکر اسلامي و ايجاد شکوک و شبهات ميشود در مسلمانان تردد و اظطراب آفريد، و عده اي را ازين طريق رام نموده بسوي خود جذب نمود. او عقيده داشت که اين مسئوليت علماي اروپائي است که تمدن اسلام را از نزديک مورد مطالعه و دقت قرار دهند، و سلاح جديدي را که توسط آن بر فرهنگ اسلامي حمله کنند از خود آن بگيرند(1).
اين چنين يک تحول عظيمي در حرکت تنصير بوجود آمد، و تنصير با يک شيوه جديد وارد صحنه شد، و پس از شکست در ميدان نبرد، جبهه ديگري را در ميدان عقيده آغاز نمود، و حرکت استشراق که قبل از جنگهاي صليبي به وجود آمده بود، در بيشتر موارد با حرکت تنصير هماهنگ شد و استعمار نظامي نيز از وي حمايت و پشتيباني نمود.
درينجا بايد متذکر شوم که حرکت تنصير در طول تاريخ در خدمت استعمار بوده و بهمين سبب است که استعمار همواره از وي حمايت و پشتيباني نموده است.
-------------------------------------------
1) أساليب الغزو الفکري د. علي جريشه ص: 19<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:56.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:57.txt">دعوت علني</a><a class="folder" href="w:html:58.xml"> دعوت غير مستقيم</a></body></html>روش و اسلوب تنصيري ها را در دعوت بسوي مسيحيت ميتوان به دو دسته تقسيم نمود:اين وسيله از کهن ترين وسائل تنصيري بشمار ميرود، و تنصيري ها درين وسيله از وعظ و خطابه و مناقشات استفاده مي نمودند. اساس اين نوع دعوت مبنايش قناعت شخصي فرد است. اما اين شيوه در دعوت بسوي نصرانيت آنطوري که تنصيري ها ميخواستند مفيد واقع نشد، چون مسلمانان بهيچ صورت آماده شنيدن خرافاتي نيستند که از طريق تنصيري ها بيان ميشود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:59.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:60.txt">وسيله اول: تنصير از طريق علاج</a><a class="text" href="w:text:61.txt">وسيله دوم: تنصير از طريق تعليم</a><a class="text" href="w:text:62.txt">وسيله سوم: براه انداختن اختلافات و جنگها</a><a class="folder" href="w:html:63.xml">وسيله چهارم: استخدام وسائل فرهنگي</a></body></html>در توضيح اين شيوه بايد گفت که جمعيت ها وگروه هاي تنصيري قبل از سفر به کشورهاي اسلامي، احوال مسلمانان را دقيقا مورد بررسي قرار ميدهند تا ازين طريق بتوانند جوانب ضعف مسلمانان را نشاندهي نموده از آن سوء استفاده نمايند، و هنگاميکه وارد کشورهاي اسلامي شوند به خاطر آنکه مورد سوء ظن و تهمت قرار نگيرند نخست بکارهاي اجتماعي دست زده به تأسيس شفاخانه ها، و محافل گردهمائي دختران و پسران جوان، و تأسيس مکاتب مدرن و پيشرفته مي‌پردازند و ازين طريق دست به تنصير افراد ميزنند(1).
ما درينجا مهمترين وسائل تنصير را مورد بررسي قرار ميدهيم که شامل هر دو نوع دعوت ميباشد.
--------------------------------------
1) مراجعه شود به کتاب: الغزو الفکري تأليف  نذيرحمدان ص: 116-117.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:7.txt">عيسى (ع) در پرتو قرآن</a><a class="text" href="w:text:8.txt">عيسي مسيح پسر مريم (ع)</a><a class="text" href="w:text:9.txt">ولادت عیسی (ع)</a><a class="text" href="w:text:10.txt">بعثت عيسي(ع) و معجزه هاي او</a><a class="text" href="w:text:11.txt">عقيدۀ عیسی (ع)</a><a class="text" href="w:text:12.txt">دعوت عیسی (ع)</a><a class="text" href="w:text:13.txt">خلاصۀ مطالب قرآن در بارۀ مسيح (ع)</a><a class="text" href="w:text:14.txt">پايان کار عيسي (ع) در دنيا</a></body></html>اهميت علاج منحيث يک وسيله تنصيري در قرن سيزدهم هجري هنگاميکه اولين دسته پزشکي به غرض خدمت در مراکز تنصير تشکيل شد، ظاهر گرديد. اهميت علاج و درمان را در پيشبرد تنصير يکي از منصرين چنين بيان ميدارد: «هدف از ارسال اين نوع دسته هاي پزشکي ايجاد فضاي همدردي در ميان دسته‌هاي تنصيري بوده و تأکيد بر حقيقت رابطه اي است که ميان افراد اين جهان مشترک وجود دارد، و سپس هموار ساختن راه براي مسيح در دلهاي بشريت و در نهايت علاج مردمان از امراض است(1).
«ايراهاريس» مسئوليت يک دعوتگر نصراني پزشک را چنين بيان ميدارد: «ضروريست تا به غرض سيطره بر اذهان و قلوب مسلمانان از هر فرصتي استفاده نمائي تا بتواني ايشانرا به انجيل مژده بدهي، و طبابت بهترين وسيله به خاطر رسيدن به اين هدف است».
روي همين سبب است که دعوتگران نصراني ميگويند: «وظيفه نرس تنها اين نيست که درد و الم بيماران را بکاهد، بلکه در عين حال او مسئوليت حمل رسالت مسيح را  بسوي آنان نيز دارد».
--------------------------------------------
1) بنقل از ملامح عن النشاط التنصيري ص: 64امر دوم که من حيث وسيله براي دعوت تنصيري استفاده ميشود، انشاي مکاتب و دانشگاه ها به سيستم غربي است که تعليم در آن مختلط مي باشد، و نصاب تعليمي در آن مکاتب بايد به همان سيستمي باشد که در غرب رايج است.
چون تعليم در تحولات فکري سهم بسزائي دارد به اين اساس تنصيري ها اين وسيله مهم را ناديده نگرفته  و در پياده نمودن افکار خود ازين طريق فعاليت هاي بزرگي را انجام داده اند.
يکتن از دعوتگران نصراني ميگويد: 
«ما بايد مسلمانان را بر انشاي مکاتب به سيستم تعليم غربي تشويق کنيم، چون بسا از مسلمانان هنگاميکه زبان انگليسي را آموختند در عقيده ايشان فتور و سستي رونما گرديد»(1).
در برخي از سخنراني هائي که توسط دکتور «واتسن» رئيس دانشگاه امريکائي در قاهره ايراد شده است چنين آمده است: «ما در سياست ديني خود بر محتويات، تأکيد مي‌ورزيم تا بر اسماء، و ما خوشنود مي‌شويم هنگاميکه بتوانيم يک جوان مسلمان را آماده ای پذيرفتن مبادي عقيده و ايدلوژي خود بسازيم، و هنگاميکه مبادي نصرانيت در زندگي آن جوان مسلمان سرايت کند، مبادي مذکور در فکر و انديشه آن جوان به نشو و نما مي پردازد، و روزي فرا خواهد رسيد که او خود را بنام ديگري نامگذاري خواهد نمود، که شيوه زندگي اش را از شيوه عادي زندگي جهان اسلام جدا خواهد ساخت، و شاگردي که از ما جدا شود ممکن است که او خود را مسلمان تصور کند، اما او درين حالت نيز شخص ديگري جزآن شخصي ميباشد که با ما پيوسته بود، و ما توسط سياست ديني خود مي‌توانيم جوانان را در مسير مسيح بحرکت درآوريم»(2).
تنصيري‌ها به خاطر متزلزل ساختن عقائد و افکار مسلمانان دستگاههاي آموزشي و دانشگاههاي متعددي را در اماکن متعددي از کشورهاي اسلامي کشوده اند ازآن جمله: دانشگاه امريکائي در بيروت ـ لبنان، دانشگاه امريکائي در قاهره – مصر، و دانشکده روبرت در استنبول – ترکيه و... ميتوان نام برد.
--------------------------------------------
1) التبشير والاستعمار ص: 88.
2) جريده ای، السياسة چاپ مصر شماره :3162-  10 جولائي 1932. بنقل از ملامح ع